مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٩٤
آنچه در ضمن تفسير آيه آورند، مانند خود قرآن صحيح و معتمد نيست». [١] قسم دوم: رواياتى است كه ابوالفتوح، علاوه بر نقل آنها، مفاد آنها را نيز پذيرفته است؛ گرچه اين قسم از روايت نسبت به دو قسم ديگر بسيار اندك است. در اين مورد مى توان به روايات ذيل آيه ٣٩ سوره بقره درباره آفرينش حوا، اشاره كرد. [٢] ابوالفتوح، ضمن نقل روايات مختلف، به دليل موافقت مفاد روايت با ظاهر آيه شريف به صحت آن حكم مى كند. وى همچنين در ذيل داستان ذبح گاو بنى اسرائيل در سوره بقره، ضمن نقل روايات و اقوال گوناگون، مفاد آنها را پذيرفته است. [٣] همچنين داستان هاروت و ماروت را بدون نقد و بررسى نقل كرده كه با عصمت فرشتگان الهى سازگارى ندارد. [٤] قسم سوم: رواياتى است كه ابوالفتوح به دليل ناسازگارى مفاد آنها با ادله عقلى و نقلى معتبر و يا عدم اعتبار مصادر و ضعف اسانيدشان، به شدت مورد انتقاد قرار داده است. وى رواياتى را كه با سياق آيات و معتقدات مذهب شيعه و شواهد قطعى تاريخى ناسازگار بوده و صرفاً از طريق عامه و اهل حديث نقل گرديده، مردود شمرده است. به عنوان نمونه مى توان به افسانه شرك آدم و حوا، ماجراى ازدواج پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با زينب بنت جحش، افسانه سرايى و نسبتهاى ناروا به حضرت يوسف عليه السلام و حضرت داوود عليه السلام و افسانه غرانيق و نيز داستان ذبح حضرت اسماعيل عليه السلام اشاره كرد. نگارنده در ادامه نوشتار براى هر يك از اقسام سه گانه ياد شده، نمونه هايى را به ترتيب چينش كنونى آيات و سور قرآنى يادآور مى شود:
[١] تفسير روح الجنان، مقدمه، ج ١، ص ٢٦ ـ ٢٧.[٢] ر.ك: روض الجنان، ج ١، ص ٢١٦ ـ ٢١٨؛ ج ٩، ص ٣٧.[٣] ر.ك: روض الجنان، ج ٢، ص ٧ ـ ٨ .[٤] ر.ك: همان، ج ٢، ص ٨٢.