مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٩٣
را براى اعجاب نقل كرد... و اين اقوال متناقض كه مؤلف در اين كتاب از مفسرين آورده، معتقد به صحت همه آنها نبوده است و اينكه بعض اهل زمان ما گويند نبايد اقوال ضعيف را در كتب نقل كرد، صحيح نيست؛ بلكه امانت علما مقتضى آن است كه همه چيز را نقل كنند و باب تحقيق را باز گذارند». [١] ايشان در مقدمه تفسير نيز، به اين سؤال كه ابوالفتوح، با وجود اينكه اعتماد بر روايات غير ائمه عليهم السلام را مطلقاً جايز نمى داند، چرا از كتب عامه، اخبار ضعيف نقل مى كند؟ اين چنين پاسخ مى دهد: «... و در قصص انبياى گذشته از عرائس ثعلبى فراوان نقل كرده و چون اخبار ضعيف در عرائس بسيار است و اعتماد بر آن نيست، خواننده اين تفسير را شگفت آيد كه مردى عالم مانند مؤلف كه اعتماد بر روايت غير ائمه معصومين عليهم السلام را مطلقاً جايز نمى داند؛ حتى اگر از صحاح ستّه آنان باشد، چگونه از كتابى ضعيف از اهل سنت نقل روايت مى كند؟ اما از چند جهت او را مصيب بايد شمرد: يكى آنكه غالب وقايع به وجه مختلف روايت شده و خواننده مى داند كه چون قضيه را به چند گونه روايت كنند، هيچ يك را اعتبار نباشد و مراد، نقل قدر مشترك است. دويم اينكه قصص و حكايات انبياى گذشته، منشأ حكمى از احكام شرعى نيست و از آن حلال و حرام استنباط نمى شود و ناقل آن را براى شنيدن نقل مى كند، نه براى اعتقاد به صحت آن. سيم آنكه روايت قصص هر چند ضعيف بلكه كاذب باشد، چون متضمن پند و نصيحت و عبرت بود، جايز است و از حكايات كليله و دمنه و صادح و باغم و مرزبان نامه كه براى تعلم و ادب آورده اند، پست تر نيست، الاّ آنكه خواننده بايد بداند
[١] تفسير روح الجنان، ج ٧، ص ٤٢٣.[٢] تفسير روح الجنان، ج ٤، ص ١٤٥ ـ ١٤٦، پاورقى.[٣] تفسير روح الجنان، مقدمه، ج ١، ص ٢٦ ـ ٢٧.[٤] ر.ك: روض الجنان، ج ١، ص ٢١٦ ـ ٢١٨؛ ج ٩، ص ٣٧.[٥] ر.ك: روض الجنان، ج ٢، ص ٧ ـ ٨ .[٦] ر.ك: همان، ج ٢، ص ٨٢.