مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٩
هم او [ثعلبى] آورد به اسناد از حبيب بن يسار از زاذان، گفت: از اميرالمؤمنين شنيدم، گفت: به آن خداى كه در زير زمين دانه شكافد و در رحم صورت نگارد كه اگر مخدّه اى دولا، بكنند يا بگردانند و مرا بر آن جا نشانند، حكم كنم اهل تورات را به تورات و اهل انجيل را به انجيل و اهل زبور را به زبور و اهل قرآن را به قرآن! به آن خداى كه در زير زمين دانه بشكافد و در رحم صورت انگارد كه هيچ مرد نيست از قريش كه استره [تيغ] بر سر او برود، الاّ من دانم در حق او آيتى كه او را به بهشت برد يا به دوزخ. مردى برخاست و گفت: آيت تو كدام است يا اميرالمؤمنين [كه درباره تو نازل شده است]؟ گفت عليه السلام: «أَفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ» من آن گواهم كه از اويم و پسر و [پيرو و تابع] اويم». [١] ٨. در ذيل آيه ٢١٤ سوره شعراء «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» مى نويسد: «چون خداى تعالى اين آيت فرستاد رسول عليه السلام كس فرستاد و فرزندان عبدالمطلب را در سراى ابوطالب حاضر كرد و اميرالمؤمنين على عليه السلام را فرمود تا براى ايشان گوسپندى با مدّى گندم طعامى ساخت و صاعى شير براى ايشان به آن نهاد. ايشان حاضر آمدند و به عدد چهل مرد بودند يك مرد بيش يا كم... چون طعام پيش ايشان نهادند ايشان را خنده آمد از آن طعام اندك و گفتند: اى محمد! اين طعام كه خواهد خوردن؟ كه اين طعام خورد يك مرد از ما نيست. رسول عليه السلام گفت: كلوا بسم اللّه بخوريد به نام خداى و ياد كنيد نام خداى بر او. ايشان دست به نام و طعام دراز كردند و از آن طعام بخوردند و سير شدند و از آن صاع شير باز خوردند و سيراب شدند. و حق تعالى اين را آيتى ساخت و معجزى بر صدق دعوى رسول (عليه الصلاة و السلام) آن گه بر پاى خاست پس از آنكه از آن طعام و شراب فارغ شده بودند، گفت:
[١] اين خبر در تفسير طبرى، ج ٣، ص ٢٠٤ و تفسير ثعلبى، ج ٣، ص ٨٢ نقل شده است.[٢] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٣، ص ٨٢.[٣] تفسير ابوالفتوح، ج ٤، ص ٣٥١.[٤] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٣، ص ١٢٦؛ ج ٤، ص ٧٨.[٥] معارج (٧٠): آيات ١ ـ ٣.[٦] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٩، ص ٣٥.[٧] قصص (٢٨): آيه ٣٥.[٨] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٤، ص ٨٠.[٩] تفسير ثعلبى، ج ٤، ص ٢١٩.[١٠] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٥، ص ٨٣.[١١] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٥، ص ١٦٢.[١٢] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٧، ص ١٨٢. البته متن حديث در تفسير ثعلبى، اندكى با تفسير ابوالفتوح تفاوت دارد.[١٣] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٨، ص ٤٢.[١٤] همان، ص ٣٣٧.[١٥] تفسير ثعلبى، ج ٨، ص ٣١٠.[١٦] همان، ص ٣١٤.[١٧] تفسير ثعلبى، ج ٩، ص ١٥٠.[١٨] همان، ص ٨٣.[١٩] همان، ص ١٧٤.[٢٠] تفسير ثعلبى، ج ٩، ص ١٨٢.[٢١] همان، ص ١٥٤.[٢٢] همان، ج ١٠، ص ٩٨.[٢٣] تفسير ثعلبى، ج ١٠، ص ١٣٤.[٢٤] همان، ص ٣٢٢.