مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٨٠
پررمز و راز» است، [١] شمارى هم بهشت و نعمتهاى آن را به طرزى شگفت انگيز توصيف مى كند. [٢] بديهى است كه در اينجا اين پرسش به ذهن مى آيد كه: چرا ابوالفتوح با آنكه مردى دانشمند و نقّاد بوده، بى هيچ اظهار نظرى اين داستانها را در كتاب خود آورده است؟ آيا خاموشى او در برابر اين منقولات و داستانها از مقبول بودن درون مايه آنها نزد وى حكايت دارد؟ در پاسخ به اين پرسشها بايد گفت: انسان در چهار ديوارى زمان و باورهاى حاكم بر آن زندانى است. امروزه كشفيات علمى و پيشرفت دانش بسيارى از باورهاى پيشينيان را به چالش طلبيده و در نتيجه برخى از آن باورها را كه در گذشته مسلَّم فرض مى شده، ابطال كرده و به موزه تاريخ عقايد سپرده است؛ مانند اين سخن كه: «وهب منبّه گفت: خداى تعالى ابر را بر شَبَه غربال آفريد بين السّماء و الارض، تا آب از آسمان بيايد، ابر دفع او بستاند به تدريج قطره قطره از او فرود آيد، چه اگر نه چنين بودى زمين خراب شدى چنان كه در طوفان نوح». [٣] كما اينكه عكس اين سخن نيز مى تواند در مواردى صادق باشد؛ مثلاً اگر پنجاه سال پيش از دستگاهى سخن مى گفتند كه انسان مى تواند پيام خود را بر صفحه آن بنگارد و با فشردن دكمه اى آن پيام را به نقاط دور و نزديك دنيا بفرستد، باور كردن
[١] مانند روايت كعب الاحبار (ر.ك: روض الجنان، ج ١٠، ص ٢٣٢) در تفسير «وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ» (هود (١١): آيه ٧) و نيز سخن «راويان اخبار» درباره چگونگى آفرينش آسمان و زمين (ر.ك: روض الجنان، ج ١، ص ١٥٥ ـ ١٥٦؛ ١٩٢ ـ ١٩٤). همچنين داستان راز آلود كوه قاف (ر.ك: روض الجنان، ج ١٨، ص ٥٤) و آفرينش ماهى اى به نام نون (ر.ك: روض الجنان، ج ١٩، ص ٣٣٩ ـ ٣٤١).[٢] مانند روايت ابو هريره (ر.ك: روض الجنان، ج ٩، ص ٢٩٤) در تفسير عبارت «وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً» (توبه (٩)، آيه ٧٢) كه بيشتر به موضوعات مانندگى دارد و نيز روايت او در توصيف منزلت بهشتيان و نعمتهايى كه از آن برخوردارند (ر.ك: روض الجنان، ج ١٧، ص ١٨٨). همچنين روايت محمد بن كعب در تفسير «جلال» (ر.ك: روض الجنان، ج ١٨، ص ٢٥٩).[٣] روض الجنان، ج ١٥، ص ٢٦٩، ذيل آيه «فَتُثِيرُ سَحاباً» (روم (٣٠): آيه ٤٨).