مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧٨
كند با ايشان و آنكه ملك و نبوت به فرمان خداى باشد و به عدل و حكمت او، در انگشترى چگونه باشد كه اگر به دست ديوى كافر افتد تا او دين و شريعت زير و زبر كند، و اين كفر محض باشد و خروج از دين مسلمانى. و اين ترّهات و اباطيل براى آن آورده شد اينجا تا مردم واقف شوند بر قلّت عقل و ديانت آنان كه اين مذهب و اعتقاد دارند». آن گاه با تكيه بر روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله مى كوشد تا «تأويل درست» آيه را به دست دهد. او در اين بخش نيز پس از آنكه چند تأويل را عرضه مى دارد، دوباره از قول بعضى مى نويسد: «يك روز نشسته بود با آصف برخيا حديثى مى كرد انگشترى از انگشتش بيفتاد. برگرفت و با انگشت كرد. دگر باره بيفتاد... . بدانست كه آن از سبب فتنه و امتحان است. انگشترى بگرفت و با آصف داد و او را بر سرير خود بنشاند تا او بر جاى سليمان بنشست و حكم مى كرد چهارده روز تا مدّت محنت بگذشت. آن گه باز آمد و انگشترى بستد و با سَر مُلك آمد». در اينجا نيز بى درنگ اين روايت را نفى مى كند و مى نويسد: «و اين هم فاسد است از آن جا كه آصف وصى سليمان بود و به منزلت فروتر بود از او، چگونه شايد كه او معزول باشد و وصىّ بر ولايت بُوَد؟ دگر آنكه نبوت در انگشترى نباشد». [١] به نظر مى رسد آوردن نمونه هاى بيشتر سبب اطاله بيش از حد و ملال خاطر خواننده شود. از اين رو، علاقه مندان را به مطالعه نمونه هاى بيشتر ارجاع مى دهيم: ١٦/٢٦٣ (درباره داستان عشق ورزيدن داوود به زن اوريا و نقد آن)؛ ١١/٨٢ (درباره عتاب خدا با يوسف عليه السلام و شرحى كه بر آن نگاشته است)؛ ٤/٣١٠ (نقد
[١] روض الجنان، ج ١، ص ٢٨٥ ـ ٢٨٦.[٢] همان، ج ٦، ص ٣٢٤.[٣] اعراف (٧): آيه ١٧٥.[٤] روض الجنان، ج ٩، ص ١١ ـ ١٥.[٥] انبيا (٢١): آيه ٦٣.[٦] انبيا (٢١): آيه ٦٣.[٧] روض الجنان، ج ١٣، ص ٢٤٢؛ نيز ر.ك: ج ١٦، ص ٢٠٤.[٨] حج (٢٢): آيه ٥٢ .[٩] روض الجنان، ج ١٣، ص ٣٤٤.[١٠] همان، ج ١٤، ص ٢٢١ ـ ٢٢٢.[١١] روض الجنان، ج ١٦، ص ٢١٠ ـ ٢١٤.[١٢] همان، ج ١٣، ص ٢٥٩. براى آگاهى تفصيلى تر به همان جا رجوع شود.[١٣] ص (٣٨): آيه ٣٨.[١٤] روض الجنان، ج ١٦، ص ٢٧٦ ـ ٢٨٠.[١٥] آل عمران (٣): آيه ٣٩.