مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧٥
مخالفان و محالات ايشان نيز بشنوند و بدانند». [١] ٤. در ذيل عبارت «بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ» [٢] در بيان اين مطلب كه ابراهيم دروغ نگفت، پس از ذكر سه دليل اضافه مى كند: «اگر گويند اين خبر را چه گويى كه ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام گفت: ما كَذَبَ إبراهيمُ اِلاّ ثَلاثَ كَذِبات كُلُّها يجادل بِهِنَّ عن دينه؛ ... يكى آنكه «إِنِّي سَقِيمٌ» [٣] ، دگر: «فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ» . سيم: پادشاهى مى خواست تا ساره را از او بستاند، گفت: إنّها اُختى ؛ جواب گوييم: اين خبر آحاد است و ايجاب علم نكند، و براى او از آنچه معلوم [و ]مقطوعٌ عليه باشد دست بندارند. اگر تسليم كنيم، گوييم: معنى آن است كه: ابراهيم عليه السلام هيچ سخن نگفت كه ظاهر آن دروغ بود، الاّ سه بار ...». [٤] ٥ . به دنبال آيه شريف «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ...» [٥] پس از نقل افسانه مشهور غرانيق از زبان جماعتى از مفسّران، بدين شرح به ردّ آن مى پردازد: «بدان كه اين باطل است از وجوه بسيار: اول آنكه اين معنى بر پيغامبر روا نباشد، و خداى تعالى شيطان را از اين تمكين نكند كه تلبيس ادلّه باشد و وثاقت برخيزد از قول او .... دگر آنكه شيطان قادر نباشد بر زبان كسى سخن گويد، و اگر گويند: اين پيغامبر گفت بر سبيل سهو مثلاً اين بر سبيل سهو گفته نيايد، مطابق آيد به لفظ و معنى، و آن چنان بود كه كسى گويد: فلان كس قصيده اى مى خواند از آن شاعرى معروف، در
[١] روض الجنان، ج ٩، ص ١١ ـ ١٥.[٢] انبيا (٢١): آيه ٦٣.[٣] انبيا (٢١): آيه ٦٣.[٤] روض الجنان، ج ١٣، ص ٢٤٢؛ نيز ر.ك: ج ١٦، ص ٢٠٤.[٥] حج (٢٢): آيه ٥٢ .