مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦٨
ب) مردود (ناپذيرفتنى)؛ ج) آنچه كه نه مى توان آن را پذيرفت و نه مى توان مردود شمرد. [١] اينك بايد گفت بخش چشمگيرى از رواياتى كه ابوالفتوح از امثال كعب الاحبار و عبداللّه بن سلاّم و ابوهريره و... نقل كرده، يا اساسا در زمره اسرائيليات به شمار نمى آيد يا در شمار اسرائيلياتى است كه با مفاهيم اسلامى سازگارى دارد. آن بخش از اسرائيليات هم كه به نظر ابوالفتوح و با تفكّر و عقليّت مردمان سده هاى پنجم و ششم با عقايد يا احكام اسلامى ناسازگار به نظر آمده است، معمولاً به دست ابوالفتوح مورد نقض و ترديد قرار گرفته است. بخش قابل توجّهى از اين روايات نيز، چنان كه پيش از اين گفته آمد، از سنخ گزارش حوادث و رخدادهاى تاريخى است. اين گزارشها هر چند امروزه از نظر ما ممكن است حاوى مضامينى عجيب و غريب باشد، ولى احتمالاً چون به عقايد يا احكام اسلامى مستقيما ارتباط پيدا نمى كرده، در ترازوى نقد گذاشته نشده است. اكنون نمونه هايى از هر يك از اقسام پيشگفته را عرضه مى داريم:
الف) نمونه هايى از روايات سازگار با مفاهيم و آموزه هاى اسلامى
١. «محمد بن الكعب القُرَظى گفت: نوح عليه السلام چون طعام بخوردى، گفتى: الحمدُلِلّهِ ، و چون جامه پوشيدى، گفتى: الحمدُلِلّهِ و چون برنشستى، گفتى: الحمدُلِلّهِ . خداى تعالى نام او در جمله شاكران بنوشت، گفت: «إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً»». [٢]
[١] التفسير و المفسرون، ج ١، ص ١٨٣ ـ ٢٠١.[٢] التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب، ج ٢، ص ٩٤ ـ ١٢١.[٣] اين تفسير طبق طرح ريزى مؤلّف شامل بيست جلد است.[٤] الاسرائيليات، ص ٤٧ ـ ٥٤؛ معرفت، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب، ج ٢، ص١٣٣. مقايسه شود با: التفسير و المفسرون، الذهبى، ج ١، ص ١٧٩؛ نورالدين عتر، «منزلت روايت از منظر سيوطى در تفسير جلالين»، ص ٢٩٩. براى آگاهى از نمونه هاى هر يك از اقسام مذكور به همان جاها مراجعه شود.[٥] اسرا (١٧): آيه ٣. روض الجنان، ج ١، ص ٦٤.[٦] روض الجنان، ج ١، ص ٧٤.[٧] يعنى: راه خارستان. ر.ك: همان، ص ١٠١، پاورقى.[٨] روض الجنان، ج ١، ص ١٠١.[٩] همان، ص ٢٤٩.[١٠] بقره (٢): آيه ١٤٦.[١١] روض الجنان، ج ٢، ص ٢١٥.[١٢] يعنى آيه «رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» اعراف (٧): آيه ١٥٦.[١٣] روض الجنان، ج ٨ ، ص ٤٢٧.[١٤] روض الجنان، ج ٩، ص ٢٦٤.[١٥] روض الجنان، ج ١٣، ص ٢٨٧.[١٦] اعراف (٧): آيه ٢٠٤.[١٧] اعراف (٧): آيه ١٨٠.