مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦٦
٦٥ق). گويند وى به روزگار ابوبكر در جنگ يرموك به دو بسته يا دو بار شتر از كتابهاى جهودان دست يافت و همواره از روى آن كتابها براى مردم نقل مى كرد. ٤. ابو هريره دَوْسى كه همزمان با غزوه خيبر در سال هفتم هجرى به زمره مسلمانان درآمد. وى از صحابه پر روايت به شمار مى آيد. اگر معيار تشخيص روايات اسرائيلى از روايات اسلامى را قرار گرفتن يكى از اشخاص پيشگفته در سند آن منقولات بدانيم، شايد بتوان گفت در تفسير بزرگى چون روض الجنان [١] مرويات اين كسان به مقدارى نيست كه فراوان به نظر آيد. براى روشن تر شدن مطلب به آگاهى خوانندگان مى رسانيم كه نگارندگان از رهگذر بررسى و استقرا در اين تفسير و مطالعه روايات افراد پيشگفته اين آمار را به دست آوردند: ١. عبداللّه بن سلاّم: ١٢ روايت. ٢. كعب الاحبار: ٧٤ روايت. ٣. وهب بن منبّه: ٨٢ روايت. ٤. ابن جريج: ١٢٨ روايت. ٥ . محمد بن كعب قرظى: ٥٧ روايت. ٦. تميم بن اوس دارى: روايتى از او به چشم نمى خورد. ٧. عبداللّه بن عمرو بن عاص: ١٧ روايت. ٨ . ابو هريره: ٢٥٠ روايت. اين در حالى است كه روايات ابوالفتوح از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصوم عليهم السلامو شخصيتهاى سلف چون: ابن مسعود، ابن عبّاس، ابىّ بن كعب، عبداللّه بن عمر، سعيد بن جبير، حسن بصرى، شعبى، مجاهد، سدّى، قتاده و ديگران به مراتب
[١] التفسير و المفسرون، ج ١، ص ١٨٣ ـ ٢٠١.[٢] التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب، ج ٢، ص ٩٤ ـ ١٢١.[٣] اين تفسير طبق طرح ريزى مؤلّف شامل بيست جلد است.[٤] الاسرائيليات، ص ٤٧ ـ ٥٤؛ معرفت، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب، ج ٢، ص١٣٣. مقايسه شود با: التفسير و المفسرون، الذهبى، ج ١، ص ١٧٩؛ نورالدين عتر، «منزلت روايت از منظر سيوطى در تفسير جلالين»، ص ٢٩٩. براى آگاهى از نمونه هاى هر يك از اقسام مذكور به همان جاها مراجعه شود.