مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦٠
اساطير اسرائيلى معرفى كرده اند؛ از جمله يكى از اين نويسندگان نوشته است: «ابوالفتوح رازى ... در زمينه اخبار و آثار، هم از منابع و جوامع روايى شيعه و هم از جوامع اهل سنّت استفاده مى كند و به همين دليل، حجم انبوه روايات صحيح و سقيم و اسرئيليات، به ويژه در بخش قصص و فضايل آيات و سوره ها، به اين تفسير راه يافته است». [١] ديگرى ابراز داشته است: «در زمينه قصص انبيا، بدون نقّادى از كتاب عرائسِ ثعلبى، كه پر از اسرائيليات و گزافه گويى است، نقل مى كند». [٢]
پاره اى از ويژگيهاى تفسير ابوالفتوح
پيش از آنكه به اصل موضوع بپردازيم، مقدّمتاً لازم به نظر مى رسد به دو ويژگى از ويژگيهاى تفسير مورد نظر اشاره شود: ١. ابوالفتوح با آنكه در تفسير خود به بررسى مسائل لغوى، نحوى، كلامى، فقهى و قرائات اهتمام شايانى نشان مى دهد، امّا بسان همگنان خود از مفسّران سده هاى چهارم و پنجم و ششم همچون: طبرى، شيخ طوسى، طبرسى و ميبدى به نقل روايات و گزارش اقوال سلف از صحابه و تابعان و اتباع تابعان بسيار اهميّت مى دهد؛ به طورى كه مى توان گفت در تفسير او صبغه روايى بر ديگر صبغه ها غلبه دارد. براى تصديق اين داورى مراجعه و تصفّحى در يكى از مجلّدات اين تفسير كافى به نظر مى رسد. طبيعى است تفسيرى با اين سبك و روش و با آن حجم از روايات و اقوالِ منقول از روايات ناسره در امان نماند.
[١] شناخت نامه تفاسير، سيد محمدعلى ايازى، ص ١٩٦.[٢] قرآن پژوهى، بهاء الدين خرمشاهى، «تفسير ابوالفتوح رازى»، ص ١٨٩.