مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٥
گفتم قال رسول اللّه ، او گفت: قال رسول اللّه . هر گه كه من خبرى روايت كردم، او خبرى روايت كرد. من او را گفتم: به خداى بر تو كه بگوى تا تو كيستى كه من تو را نمى شناسم. او لثام باز كرد و روى به قوم كرد و گفت: هر كه مرا شناسد، خود شناسد و هر كه مرا نشناسد، من ابوذر غفارى جندب بن جنادة البدرى ام. از رسول خدا شنيدم به اين گوشها و اگر نه چنين است كر باد، و به اين چشمها ديدم، و الاّ كور باد كه مى گفت: على پيشرو ابرار است و قاتل كفار است. ناصر او از قِبَل خدا منصور است و خاذل او مخذول. آن گه گفت: با رسول خداى نماز بكرديم ـ نماز پيشين ـ سائلى در مسجد سؤال كرد. كس او را چيزى نداد. سائل دست برداشت و گفت: بار خدايا! گواه باش كه در مسجد رسول تو سؤال كردم، كس مرا چيزى نداد. على نماز مى كرد، به ركوع در بود، اشاره كرد به انگشت به سائل و انگشت برداشت تا سائل انگشترى از انگشت او برون كرد و گواهى دهم كه انگشترى در دست راست داشت و رسول عليه السلاممى نگريد. چون على عليه السلام انگشترى بداد و سائل خشنود شد، رسول عليه السلام سر سوى آسمان كرد و گفت: بار خدايا! موسى تو را دعا كرد و از تو اين حاجت خواست، بار خدايا! دل من تو روشن گردان و كار من آسان گردان و بند از زبان من بردار تا مردمان سخن من بدانند و مرا وزيرى كن از اهل من هارون كه مرا در من است. پشت من به او قوى كن و او را با من در كار من شريك كن. بار خدايا! تو دعايش به اجابت مقرون كردى و در كار او قرآن فرستادى و گفتى: «سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً...» [١] . بار خدايا! من پيغمبر تو و برگزيده توام؛ از تو همين مى خواهم. بار خدايا! دلم روشن گردان و كارم آسان گردان و مرا از اهل من وزيرى كن على ابوطالب، پشت من به او قوى دار.
[١] اين خبر در تفسير طبرى، ج ٣، ص ٢٠٤ و تفسير ثعلبى، ج ٣، ص ٨٢ نقل شده است.[٢] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٣، ص ٨٢.[٣] تفسير ابوالفتوح، ج ٤، ص ٣٥١.[٤] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٣، ص ١٢٦؛ ج ٤، ص ٧٨.[٥] معارج (٧٠): آيات ١ ـ ٣.[٦] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٩، ص ٣٥.[٧] قصص (٢٨): آيه ٣٥.[٨] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٤، ص ٨٠.[٩] تفسير ثعلبى، ج ٤، ص ٢١٩.[١٠] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٥، ص ٨٣.[١١] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٥، ص ١٦٢.[١٢] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٧، ص ١٨٢. البته متن حديث در تفسير ثعلبى، اندكى با تفسير ابوالفتوح تفاوت دارد.[١٣] ر.ك: تفسير ثعلبى، ج ٨، ص ٤٢.[١٤] همان، ص ٣٣٧.[١٥] تفسير ثعلبى، ج ٨، ص ٣١٠.[١٦] همان، ص ٣١٤.[١٧] تفسير ثعلبى، ج ٩، ص ١٥٠.[١٨] همان، ص ٨٣.[١٩] همان، ص ١٧٤.[٢٠] تفسير ثعلبى، ج ٩، ص ١٨٢.[٢١] همان، ص ١٥٤.[٢٢] همان، ج ١٠، ص ٩٨.[٢٣] تفسير ثعلبى، ج ١٠، ص ١٣٤.[٢٤] همان، ص ٣٢٢.