مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٤٠
دارد و علاوه بر آيه مورد استناد وى، آيات ديگرى نيز به صراحت بر همين امر دلالت دارد. خداوند متعال در قرآن كريم، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را مبيّن و شارح قرآن معرفى كرده است: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ» [١] ؛ ما قرآن را بر تو نازل كرديم تا آنچه را كه بر ايشان نازل شده است، روشن سازى. بر اين اساس، معاصران پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله احاديث آن حضرت را در شرح و توضيح آيات، با طيب خاطر پذيرفتند. پس از رحلت آن حضرت، صحابه در مقام تفسير قرآن كريم به احاديث نبوى استناد مى نمودند. [٢] از اين رو بود كه مفسران در دوره هاى بعد، سنت را يكى از منابع اصلى علم تفسير دانستند. [٣] ابوالفتوح رازى نيز به عنوان يكى از برجسته ترين مفسران اماميّه در قرن ششم، عنايت ويژه اى به روايات معصومان در تفسير خود داشته و به آن به عنوان منبعى اصيل در تفسير نگريسته و از اين منبع بهره هاى فراوان برده است. كمّيت روايات مورد استناد ابوالفتوح رازى شاهد گوياى اين ادّعاست. وى در تفسير خود، به ٢٠١٧ حديث استناد كرده است [٤] كه مى تواند جايگاه والاى سنت و حديث را در تفسير ابوالفتوح رازى نشان مى دهد. در اين مقاله سعى شده است اين جايگاه منيع در اين تفسير با دقت و تفصيل بيشتر و از ابعاد گوناگون بررسى شود.
تنوع كاربرد روايات
روايات تفسيرى مانند ديگر روايات منقول از معصومان در موقعيّتهاى مختلف بيان شده اند و به اصطلاح داراى شأن صدورهاى متفاوتى هستند. معصومان گاه در مقام
[١] نحل (١٦): آيه ٤٤.[٢] التفسير و المفسرون، ج ١، ص ٣٧.[٣] ر. ك: التبيان، ج ١، ص ٦ ـ ٧؛ تفسير طبرى، ج ١، ص ٢٥ ـ ٢٦.[٤] تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازى، ج ٢، ص ٤٩٢.