مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٣٥
١٣. واو زائد. شيخ ابوالفتوح رازى ذيل آيات: «فَلَمّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ * وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ» [١] مى نويسد: « «وَ نادَيْناهُ». بعضى اهل معانى گفت: «وَ نادَيْناهُ» واو زيادت است. و التقدير: ناديناه تا جواب لمّا باشد و مثله قوله: «فَلَمّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَيْنا...»، [٢] التقدير: أوحينا». [٣] ١٤. رعايت رئوس آيات. شيخ ابوالفتوح رازى ذيل آيه ٤٩ سوره شورا: «... يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ» در خصوص اين سؤال كه چرا «إناثاً» نكره و «الذكور» معرفه آمده و چرا «اناثاً» مقدّم شده است، مى نويسد: «سؤال كردند كه چرا إناثاً منكر و الذكور معروف؟ دو جواب است از اين: يكى آنكه زنان از روى ظاهر چو ناشناخته اند از آنكه پوشيده اند و نامعروف، و مردان به خلاف اين، از آن جا كه معروف اند و شناخته. و جواب ديگر آن است كه الف و لام در ذكور براى آن آورد تا چون او وقف كنند، مطابق باشد رئوس آيات را از كفور [آخرين واژه آيه ٤٨] و قدير [آخرين واژه آيه ٥٠] و نكير [آخرين واژه آيه ٤٧]؛ چنان كه گفت فى قوله: «وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ» [٤] و اين جواب بهتر است ـ و اللّه اعلم». [٥] ١٥. توسّع در اسناد و اضافه. عبارات شيخ ابوالفتوح رازى ذيل آيه «يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤلُؤ وَ الْمَرْجانُ» [٦] به اين شرح است: «اهل معنى گفتند: لؤلؤ و مرجان از درياى ملح برآيد دون عذب، اما عرب را عادت بود كه چون ذكر دو چيز رفته باشد و در عقب كلامى آيد لايق يكى دون ديگرى، با هر دو اضافه كنند على التوسّع. قال اللّه تعالى: «يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ أَ لَمْ
[١] صافات (٣٧): آيات ١٠٤ ـ ١٠٣.[٢] يوسف (١٢): آيه ١٥.[٣] روض الجنان، ج ١٦، ص ٢١٧.[٤] فجر (٨٩): آيه ٤.[٥] روض الجنان، ج ١٧، ص ١٤٣.[٦] الرحمن (٥٥): آيه ٢٢.