مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٠
است قرآن كريم براى هر چيزى تبيان باشد، اما در آنجا كه مردم از فهم خود قرآن سؤال مى كنند، پاسخ آن در قرآن وجود نداشته باشد؟ [١] احاديثى همچون: «ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضاً ولكن نزل ليصدق بعضه بعضاً» [٢] از رسول خدا صلى الله عليه و آله و «ينطق بعضه ببعض ويشهد بعضه على بعض» [٣] از اميرالمؤمنين على عليه السلامنيز مؤيد اين روش تفسيرى است. اشتمال قرآن كريم بر ايجاز و اطناب، اجمال و تفصيل، اطلاق و تقييد، و عام و خاص، ضرورت استفاده از آيات را براى رفع ابهام از آيات ديگر و نيز تبيين حدود و ثغور آيات را نمايان مى سازد. اين امر مستلزم تبحر و تمحض در قرآن كريم است. آنچه از نظر مى گذرانيد تلاشى است براى دستيابى به ضوابط و راهكارهاى يافتن نظاير آيات و نيز نتايج به كارگيرى روش تفسير قرآن به قرآن بر مبناى تفسير گرانقدر روض الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن. تكرار چند واژه بعينه، تكرار يك واژه بعينه، تكرار مشتقات يك واژه، مشابهت معنوى و ارتباط موضوعى، به نظر نگارنده اين سطور مهم ترين راهكارهاى يافتن نظاير آيات نزد شيخ ابوالفتوح رازى است. تفصيل و تبيين مجملات قرآن كريم، بيان دقايق و ظرايف آيات و بالأخره بيان نكات متعدد ادبى (اعم از صرفى، نحوى، بلاغى و...) مهم ترين نتايج و دستاوردهاى اعمال شيوه تفسير قرآن به قرآن نزد شيخ ابوالفتوح رازى است.
[١] الميزان، ج ١، ص ١١.[٢] درّ المنثور، ج ٢، ص ٨ .[٣] نهج البلاغه، خطبه ١٣٣، ص ١٩٢.