مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠٥
اشعار عربى و فارسى بيشتر ديده مى شود و نيز از اقوال اهل تصوف و عرفان گفت وگو شده كه در تفسير اصلى نيست. ثانياً، در صورتى كه اين قسمت از تفسير را به موجب دلايل مذكور، جلاء الاذهان بدانيم، بايد تفسير گازر را همين كتاب دانست؛ گرچه با تفحّص زياد نامى از گازر نيافتم، جز آنكه صاحب روضات [١] ، ذيل ترجمه على بن حسن زوارى [٢] ، نامى از تفسير گازر برده و در فهرست رضويه جلد اول نوشته محتمل است قسمتى از تفسير سيد گازر باشد. بنابراين معلوم مى شود گازر سيد بوده و چنان كه نوشتيم مؤلف چگونه خود را معرفى كرده و نامى از سيادت و ذكرى از نسب خود نكرده است؛ در صورتى كه در آن عصر حتى در زمان حال نيز مؤلفين كتب دينى به سيادت خود در صورت داشتن اين امتياز اشاره خواهند نمود. نتيجه اينكه تفسير گازر غير از جلاء الاذهان است؛ زيرا در آن لغاتى است كه در خراسان متداول مى باشد و بنا به عقيده ملك الشعراى بهار بايد خراسانى باشد؛ در صورتى كه مؤلف جلاء الأذهان جرجانى است. دكتر شفيعى پس از اين بررسيهاى توأم با ترديد و آشفتگى، احتمال داده است تفسير جلاء الاذهان را ابوالمحاسن تمام نكرده و سيد گازر با سبك نزديك به آن، تفسير را به پايان رسانده است؛ يعنى دو مجلد از ابوالمحاسن و دو مجلّد از سيد گازر است [٣] كه البته حدس ايشان درست مى باشد؛ اگر چه بر آن تأكيدى ندارد. سيد على اردلان در فهرست كتب خطى كتابخانه آستان قدس رضوى نوشته است:
[١] روضات الجنات، ميرزا محمّدباقر موسوى خوانسارى، ج ٤، ص ٤٠٧.[٢] درباره اين مفسّر و تفسير او؛ ر.ك: گلشن ابرار، مقاله ذيل «على بن حسن زوارى مفسّر حديث»، غلامرضا گلى زواره؛ و نيز تفسير زواره اى، روزنامه اطلاعات، ش ١٩٢٧٣؛ مجله آينه پژوهش، «تفسير ترجمة الخواص»، ش ٩؛ كتاب ماه دين، «پارسى نويس پركارى از عصر صفويه»، سال ششم، آذر ١٣٨١، ش ٦٢.[٣] مفسّران شيعه، ص ١٢٤ ـ ١٢٥.