مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠٠
مى آورد و بدين سان موضوع را به آنچه پيش از آن آورده بود، پيوند مى دهد و آن گاه مى افزايد كه: پس خداوند در اين باره چنين فرمود. گاه پندارى وى هيچ گاه قصد ترجمه نداشته است؛ زيرا برخى جايها در دنبال آيه به توضيح و تفسير بسنده مى كند و ديگر ترجمه اى نمى آورد. گاه نيز تنها بخش كوچكى از آيه يا عبارت موردنظر ترجمه شده است. از سوى ديگر كمتر اتفاق مى افتد كه بتوانيم همه جمله اى را ترجمه عبارتى قرآنى به شمار آوريم؛ زيرا در خلال ترجمه، كلمات و به خصوص مترادفاتى هم در تفسير نقل مى كند. البته از نظر معادل يابى كلمات و الفاظ به نويسنده اى كه در قرن هشتم مى زيسته و از استادى متبحّر چون ابوالفتوح رازى تقليد مى كرده، نمى توان اُميد بست؛ تنها هنرش اين است كه گاه كلمات را اندكى تغيير مى دهد و اين دگرگونى بيشتر شامل كلمات فارسى كهن مى گردد كه اينك در اين قرن در برابر هجوم كلمات عربى رنگ باخته اند. دكتر آذرتاش آذرنوش براى آنكه چگونگى ترجمه ها روشن گردد، نمونه هايى را آورده و مقايسه نموده و چنين نتيجه گرفته است كه در ذيل برخى آيات، مؤلف يا مؤلفين سخن را با قول مفسّرن آغاز كرده و در نمونه هاى ديگر بى درنگ به ترجمه پرداخته اند و صبغه تفسيرى اندك دارد و در جاهاى ديگرى چندين سطر تفسير آمده و سپس به ذكر ترجمه پرداخته اند. ايشان همچنين به مقايسه ترجمه هاى گازر با ترجمه هاى ابوالفتوح مى پردازد و پس از ذكر نمونه هايى از اين دو تفسير، خاطر نشان مى نمايد كلام قرآن در ترجمه گازر نسبت به ترجمه ابوالفتوح، به ذهن فارسى زبانان نزديك تر و قابل فهم تر مى باشد؛ هر چند كه او همه جا دستور زبان فارسى را مراعات نكرده و جاى جاى عيناً ترجمه ابوالفتوح را آورده است. او مى افزايد: در اين مقايسه ها مشخص مى گردد كه گازر به كمك برخى افزوده ها، ترجمه خويش را قابل فهم و مقبول ساخته، دقّتى نسبى و زيبايى عبارات