مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩٤
باب جمعى بايد كردن؛ چه اصحاب ما را تفسيرى نيست مشتمل بر اين انواع. واجب ديدم اجابت كردن ايشان و وعده دادن به دو تفسير: يكى به پارسى و يكى به تازى، جز كه پارسى مقدم شد بر تازى، براى آنكه طالبان اين بيشتر بودند و فايده هر كسى بدو عام تر بود و اين كتاب ان شاءاللّه از ميانه اطناب و اختصار بود، اطنابى كه مُمِلّ نباشد و اختصارى كه مخِلّ نباشد». شيخ آقا بزرگ تهرانى و برخى ديگر احتمال داده اند تفسير عربى كه مؤلّف وعده تدوينش را داده است، همان بيست مجلّدى است كه شاگرد ابوالفتوح شيخ منتجب الدين در كتاب خود الفهرست از آن ياد كرده است؛ ولى علامه ميرزا محمّد قزوينى در پژوهش هاى مفصل خود فهرستى از انتهاى مجلدات بيست گانه تقسيم اصلى مولّف را به دست داده است و مى افزايد: ظاهراً اگر چه در مقدمه تفسير حاضر وعده تأليف تفسيرى عربى داده شده، ولى هيچ وقت عملى نشده است. [١] مؤلّف ضمن آنكه از اقوال مفسرين و احاديث استفاده كرده، در مرحله بعد، از اخبار اهل تسنّن بهره مى گيرد و گفته هاى مفسران، اعم از صحابه و تابعين چون: ابن عباس، مجاهد، قتاده و سُدّى را نقل مى كند. شواهدى شعرى، اعم از فارسى و عربى، در اين تفسير از تفسير طبرى، كشّاف و زمخشرى هم بيشتر است. براى حل مشكلات زبانى و لُغوى قرآن، به اشعار شاعرانِ عرب استفاده مى نمايد و در بيان و تفسير وجوه تعبيرات مفردات و مركّبات و مشكلات آيات به پيروى از همين سنّت به اشعار استشهاد كرده است. امّا از نظر جنبه كلامى اين تفسير معتدل و متوسط او همچون تفسير طبرى است و هرگز به اندازه تبيان شيخ طوسى و تفسير زمخشرى و فخر رازى بحثهاى كلامى ندارد، امّا جنبه شيعى در اين تفسير قوى تر از مجمع البيان و تبيان است. همچنين در اخلاق، آداب و فضايل از آثار عرفا و مشايخ صوفيه
[١] سبك شناسى، محمدتقى بهار، ج ٢، ص ٣٩٣ ـ ٣٩٢.[٢] تاريخ ادبيات در ايران، ذبيح اللّه صفا، ج ٢، ص ٩٦٥؛ گنجينه سخن، ذبيح اللّه صفا، ج ٢، ص ٢٢١.[٣] هزار سال تفسير فارسى، دكتر سيد حسن سادات ناصرى و منوچهر دانش پژوه، ص ٤٠٣.[٤] مجالس المؤمنين، قاضى نور اللّه شوشترى، ج ا، ص ٤٩٠.[٥] تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازى، دكتر عسكر حقوقى، ج ١، ص ١٤.[٦] النقض، عبدالجليل قزوينى، ص ٣٠٤؛ ر.ك: تعليقات آن به قلم محدث ارموى، ج ١، ص ١٥١.[٧] تفسير و تفاسير شيعه، عبدالحسين شهيدى صالحى، ١٤٢.[٨] خاتمه الطبع تفسير ابوالفتوح رازى، علامه قزوينى، ج ٥، ص ٦١٥؛ الذريعه، ج ١١، ص ٢٧٤، شماره ١٦٩٤، ذيل روض الجنان.[٩] مقدمه علامه ابوالحسن شعرانى بر طبع سوم تفسير ابوالفتوح رازى، ج ٢، ص ٨٢٠؛ تفسير و تفاسير شيعه، ص ١٤٠.[١٠] پژوهشى درباره تفسير شيعه و تفسيرنويسان آن مكتب، دكتر رجبعلى مظلومى، ص ٢٠٦.[١١] مجله پژوهشهاى قرآنى، مقاله «روض الجنان و اسباب نزول»، محمدحسين مبلّغ، سال اول (١٣٧٤)، ش ١، ص ١٨٩ تا ١٨٦.