مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩٣
قاضى نور اللّه شوشترى مى نويسد: «مآثر فضل و مساعى جميله او در تفسير كتاب كريم و ابطال تأويلات سقيم مخالفان اثيم و تعنّفات نامستقيم مبتدعان رجيم، بر همگنان مخفى نيست و از تفسير فارسى او ظاهر مى شود كه معاصر صاحب تفسير كشّاف بوده و بعضى از اشعار زمخشرى به او رسيده، ولى خود كشّاف را ملاحظه نكرده است. اين تفسير فارسى در رشاقت تحرير و عذوبت تقرير و دقت بى نظير است». [١] فخر الدين رازى اساس تفسير كبير خود را از اين اثر اقتباس نموده و جهت دفع توهّم انتحال، بعضى از تشكيكات خود را بر آن افزوده است. [٢] عبدالجليل قزوينى در كتاب خود، كه در فاصله اى كم پس از تأليف اين تفسير نگاشته، درباره آن نوشته است: «اگر شيعه اماميه خواهند كه از مفسّران خود لافى زنند، از جماعتى نامعتبر و نامعروف نزنند كه خواجه آورده است؛ از تفسير امام محمدباقر عليه السلام لاف زنند و از قول جعفر طوسى و تفسير شيخ محمد قتال و تفسير خواجه بو على طبرسى و تفسير شيخ جمال الدين ابوالفتوح رازى و غيرهم كه همه چيز و عالم بوده اند؛ اوّليان همه معصوم و آخريان همه عالم و امين و مُعتمد...». [٣] علامه مجلسى تفسير ابوالفتوح رازى را از مآخذ بحارالانوار قرار داده و ميرزا عبداللّه افندى اصفهانى در كتاب رياض العلماء و حياض الفضلاء، آن را ستوده است. [٤] ابوالفتوح رازى در مقدمه خويش بر اين تفسير مى نويسد: «جماعتى از دوستان و بزرگان از اماثل و اهل علم و تدين اقتراح كردند كه در اين
[١] مجالس المؤمنين، قاضى نور اللّه شوشترى، ج ا، ص ٤٩٠.[٢] تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازى، دكتر عسكر حقوقى، ج ١، ص ١٤.[٣] النقض، عبدالجليل قزوينى، ص ٣٠٤؛ ر.ك: تعليقات آن به قلم محدث ارموى، ج ١، ص ١٥١.[٤] تفسير و تفاسير شيعه، عبدالحسين شهيدى صالحى، ١٤٢.