مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٨١
بتوانند در مقابل پيشرفت اسلام سدّى به شمار آيند. مقارن با بعثت پيامبر صلى الله عليه و آلهچند طايفه يهودى در مدينه زندگى مى كردند كه بعد از هجرت، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در عهدنامه اى كه ميان مهاجرين و انصار و طوايف ديگر منعقد فرمود، حقوق آنان را نيز محترم شمرد؛ اما چندى بعد با مشركان و منافقان بر ضد مسلمانان هم پيمان شدند كه در نتيجه در پى جنگهايى شكست خورده و آواره شدند. اما مسيحيان، بايد گفت كه اينان اساساً در مدينه و حتى در عربستان سكونت نداشته اند و تنها در سال نهم هجرى گروهى از آنان براى مباهله حاضر شدند كه در روز مباهله نيز از كار خود منصرف و راضى به پرداخت جزيه شدند. لذا با توجه به اين حقايق تاريخى ديگر جايى براى اين باقى نمى ماند كه پيامبر مأمور به ابلاغ حقايق دينى به اهل كتاب باشد». [١] ايشان همچنين نظر فخر را درباره اينكه: چون آيه تبليغ در بين آياتى قرار دارد كه درباره اهل كتاب مطالبى را بيان مى كند، پس به ناچار با اهل كتاب است، ردّ مى كند و با اشاره به تدريجى بودن نزول قرآن و توقيفى بودن ترتيب آيات، اين نكته را متذكر مى شود كه گرچه در پاره اى موارد آيات با هم رابطه و تناسب دارند، ولى قرار گرفتن آيات در ضمن يك سوره و ترتيب آنها، لزوماً به معناى ترتيب زمانى نزول و مترتب بودن مطالب آنها به يكديگر نيست. [٢] ضمن اينكه به عقيده بسيارى از محققان، آيه تبليغ در عين اينكه درباره حادثه غدير خم نازل شده است، با آيات قبل و بعد از خود هماهنگ است و بدون ارتباط نيست. اين ارتباط را به اين صورت مى توان بيان نمود كه خداوند در آيه ٥١ مؤمنان را از ولايت يهود و نصارا منع مى كند و در پى آن در آيات ٥٢ و ٥٣ ، از كسانى كه
[١] غدير در آيينه قرآن و روايات، مؤسسه فرهنگى نبأ، چاپ اول، ١٣٧٨، ص ٣٦.[٢] همان.