مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧٨
ايشان بزرگ بوده و بيرون آورده و آن موجب تكلف نبوده تا نماز را باطل كند. [١] اما در جواب اين اشكال كه مى گويد: ظاهر آيه مى رساند كه ولايت آنان بالفعل ثابت است؛ در حالى كه ولايت به معناى امامت و تصرف در امور، براى على عليه السلامپس از رحلت پيامبر اثبات شد و نه پيش از آن، مى گوييم: جمله ابتداى آيه، اسميه است و جمله اسميه دلالت بر دوام دارد و همين طور «ولى» كه صفت مشبهه است و آن نيز دلالت بر ثبوت و دوام دارد. ضمن اينكه به حكم حديث منزلت، كه قبلاً از آن سخن گفتيم، همه اختيارات و شئون ثابت شده براى پيامبر به غير از نبوت، براى على عليه السلامنيز ثابت بوده است. شيخ طوسى نيز مى نويسد: آنچه از آيه بر مى آيد، وجوب اطاعت از دارندگان ولايت و شايستگى على عليه السلام براى اين منصب [امامت] است و اين در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله حاصل بوده است؛ هرچند كه تصرفات، موقوف به بعد از وفات پيامبر صلى الله عليه و آلهبوده است. [٢] و ابوالفتوح نيز مى نويسد: «اگر چنين بودى كه شما گفتى بايستى كه او در حال حيات رسول صلى الله عليه و آله امام بودى و خلاف اين معلوم است، گوييم: اگر نه وجود رسول بودى، هم چنين بودى و اين چنان باشد كه پادشاهى وليعهدى كند تا او بر جاى باشد، وليعهد امر و نهى نكند و به كار ولايت قيام ننمايد. و جواب دگر از اين آن است كه آيه اقتضاى فرض طاعت مى كند و آنكه او مفترض الطاعه باشد بر خلقان از قبل خداى تعالى، و اين در حال حاصل باشد تا اگر امرى كردى بر مسلمانان واجب بودى انقياد نمودن، ولكن نكرد براى حرمت رسول صلى الله عليه و آله و اين چنان باشد كه كسى وصيت كند، وصيت در حال
[١] الكشاف، ج ١، ص ٦٤٩.[٢] التبيان، ج ٣، قم، مكتب الاعلام الاسلامى، ١٤٠٩، ص ٥٦٣.