مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧٦
حيات رسول اللّه صلى الله عليه و آله نافذ التصرف نبود. ولى اگر ولايت را بر محبت و تصرف حمل كنيم، ولايت در حال حاصل است. پس حمل ولايت بر محبت، اولى از حمل آن بر تصرف است. دليل سوم اينكه مؤمنان در اين آيه به صيغه جمع آمده است و حمل الفاظ جمع بر مفرد، گرچه جايز است، ولى مَجاز است بر سبيل تعظيم، و حقيقت نيست؛ در حالى كه اصل، حمل كلام است بر حقيقت. دليل چهارم اينكه ما با دليل واضح ثابت كرديم كه آيه متقدم: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ...» ، از قوى ترين دلايل بر صحت امامت ابوبكر است. پس اگر اين آيه دلالت بر صحت امامت على داشته باشد، بين دو آيه تناقض پيش مى آيد و اين باطل است. بنابراين قطعاً در اين آيه هيچ دلالتى بر امامت على وجود ندارد. دليل پنجم اينكه على بن ابى طالب بيش از اين روافض، قرآن و تفسير را مى شناخت. پس اگر اين آيه دلالت بر امامت او داشت، حتماً در يكى از محافل به آن احتجاج مى نمود، و نمى توان گفت كه او اين كار را براى تقيه انجام نداد؛ زيرا اين قوم [شيعه] از او نقل مى كنند كه در روز شورا به خبر غدير و خبر مباهله و جميع فضايل و مناقب خويش تمسك كرد، ولى به اين آيه تمسك نكرد. پس اين موجب قطع به سقوط قول اين روافض است. دليل ششم... و دليل هفتم... و دليل هشتم... اما اينكه آنان به اين آيه استدلال مى كنند و مى گويند در حق على عليه السلام آمده است، ممنوع است؛ چون ما قبلاً بيان كرديم كه اكثر مفسران عقيده دارند كه آيه در حق همه امت نازل شد و مراد اين است كه خداوند به مسلمانان دستور مى دهد كه به جز مسلمانان كسى را دوست و ياور خود ندانند، و حتى بعضى از مفسران عقيده دارند كه آيه درباره ابوبكر است. اما استدلال آنها به اينكه مختص به كسى است كه در حال ركوع، زكات داد و او