مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧١
پس اين است، روز غدير خم آمد. چون رسول صلى الله عليه و آله اميرالمؤمنين را بر منبر برد و بر قوم عرضه كرد و تقرير امامت او كرد بقوله: من كنت مولاه فعلى مولاه... چون رسول از آن فارغ شد، خداى تعالى اين آيات فرستاد و قرائن و فحوى الخطاب دليل اين مى كند؛ براى آنكه على ما جاء فى الاخبار، چون رسول خبر مرگ خود مى داد، مشركان و منافقان اين مى شنيدند و انديشه مى كردند و مى گفتند اگر محمد بميرد، ما دين او خراب كنيم و اصحاب او بكشيم. چون رسول صلى الله عليه و آله در آن موقف بايستاد، در آن تقدير كرد و اميرالمؤمنين على عليه السلام را بازو گرفت و آن خطبه كرد و آن سخن گفت. ايشان گفتند: انداخت و كيد ما باطل شد. نوميد شدند از آنچه انداخته بودند. خداى تعالى اين آيه فرستاد: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ...» و چون قولهاى ديگر تأمل كنى، بدانى كه در نظم و سياقت آيت اين لايق تر است... و از ائمه ما روايت كردند و از جماعتى صحابه چون: جابر بن عبداللّه انصارى و ابوسعيد الخدرى و غيرهما كه چون رسول اللّه صلى الله عليه و آلهدر غدير خطبه كرد و در او ذكر و تقرير ولايت اميرالمؤمنين على عليه السلام كرد، آن مجمع پراكنده نشد تا اين آيت آمد كه: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ...» . رسول اللّه صلى الله عليه و آله گفت: الحمدُ للّه الذى جَعَلَ كَمالَ الدّينِ و تمامَ النعمةِ و رضاة برسالتى و بولاية علىِ [بن ابى طالب] مِن بَعدى . [١] اما فخر رازى به شدت آن را رد مى نمايد و در تكذيب و باطل شمردن نص درباره على عليه السلام سعى و تلاش مى كند و مى نويسد: [٢] «المسألة الثانية: اصحاب و ياران ما مى گويند: اين آيه دلالت بر بطلان قول رافضيها دارد؛ براى آنكه خداوند بيان فرمود كه كسانى كه كفر ورزيدند، از تبديل دين نوميد شدند و با اين قول «فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ» اگر امامت على بن ابى طالب
[١] روح الجنان، ج ٤، ص ١٠٤.[٢] پاسخ به اشكالات فخر در اين موارد را مى توان در بحث از آيه تبليغ (نص شماره ٨) جست وجو نمود.