مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧
اين مطلب در جلد سوم تفسير تبيان [١] ذيل همان آيه آمده است و روشن است كه در اينجا ابوالفتوح از تفسير تبيان نقل كرده است. امّا با مقايسه دو تفسير روشن مى شود تبيان از مصادر مهم ابوالفتوح بوده كه بخش عمده اى از آن در تفسير ابوالفتوح آمده است. همچنين تفسير طبرى از منابع و مصادر او بوده و بارها و بارها در ذيل آيات از ابن جرير طبرى و نظر او در تفسير آيات ياد كرده است. امّا در مورد تفسير ثعلبى شايد بتوان گفت كه ابوالفتوح رازى بعد از تفسير تبيان بيش از هر كتاب و مدركى، از اين تفسير بهره برده است و اين بهره ورى در سه بعد بوده است: ١. نقل اقوال؛ ٢. نقل روايات، به ويژه روايات مؤيّد مذهب اهل بيت از طرق عامّه؛ ٣. در تفسير و شرح آيات. به گونه اى كه مى توان گفت بخش عمده اى از تفسير ابوالفتوح ترجمه فارسى الكشف و البيان است. البتّه ترجمه محض نيست؛ بلكه مترجم با تكميل يا تصحيح يا تلخيص، نقصهاى آن تفسير را در ضمن ترجمه و نقل برطرف كرده است. همين جا بايد يادآور شوم كه به نظر نگارنده اين مقاله، برخى از تأليفات شامل چند قسم از اقسام هفت گانه و پنج گانه اى است كه در صدر اين نوشتار آمد كه يكى از آنها تفسير ابوالفتوح رازى مى باشد؛ زيرا هم شامل تحقيقات و استنباطهاى فراوان است و هم بر خطاى برخى از مؤلفان و مفسران اشاره كرده است و هم تفسير ثعلبى را كه در اختيار داشته، با حذف زوايد و مطالب نادرست، تلخيص و تكميل نموده و آن گاه از مآخذ خود قرار داده، نه اينكه هر چه ثعلبى آورده، او همه آنها را
[١] شفاء الصدور، تهرانى ثقفى، ص ١ و ٢.[٢] اين كتاب از شيخ صدوق است، اما در زمان ما موجود نيست.[٣] تفسير تبيان، ج ٣، ص ٣٨٠.