مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٥
سليمان، العرائس ثعلبى، يواقيت الجنان، كتاب العين، معانى الأخبار (شيخ صدوق)، الغيبة (إكمال الدين) شيخ صدوق، سيره ابن هشام، جمهرة أنساب العرب، النكت تأليف نظام، الفضائل مردويه، تفسير على بن إبراهيم، تفسير عيّاشى و تفسير الكشف و البيان ثعلبى. راه دوم براى پاسخ آن پرسش اين بود كه تفسير ابوالفتوح با تفسيرهايى كه پيش از او و يا معاصرانش نگاشته شده است، مقايسه گردد. تفسيرهايى كه در اختيار نگارنده اين مقال بود و احتمال استفاده ابوالفتوح از آنها مى رفت، به اين شرح است: ١. كشاف زمخشرى؛ ٢. تفسير سورآبادى؛ ٣. تفسير كشف الأسرار ميبدى؛ ٤. تفسير مجمع البيان طبرسى؛ ٥. تفسير تبيان شيخ طوسى؛ ٦. تفسير ابن جرير طبرى؛ ٧. تفسير الكشف و البيان ثعلبى. با مقايسه اجمالى اين تفاسير با تفسير ابوالفتوح رازى علم يا گمان، حاصل مى آيد و يا دست كم حدس زده مى شود كه ابوالفتوح از چهار تفسير اول استفاده اى نكرده و يا بهره بردن او از اين كتابها در صورتى كه فرض كنيم در اختيارش بوده، بسيار اندك است و به عبارت ديگر، شباهتى چشمگير ميان تفسير ابوالفتوح و آن چهار تفسير ديده نمى شود. البتّه در دو جاى تفسير ابوالفتوح، نامى از زمخشرى برده شده است: ١. در ذيل آيه ١٥٩ سوره آل عمران به مناسبت آيه: «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» چند روايت نقل مى كند كه آخرى آنها اين است: «المستشار مؤتمن و المستشير معان». سپس مى افزايد: «شيخ ابوالقاسم الزمخشرى اين خبر به معنا كرد در مدح كسى كه او را مؤتمن الملك گفتند و گفت: { امتحنوه فكان مؤتمناًثمّ استشاروه بعد ما امتحنوا } { ثم دعوه فكان مؤتمناًللملك والمستشار مؤتمنُ }