مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٤٨
و فارسى خوان بوده است». [١] ٣. تفسير فخر، تفسيرى است كه ذكر حوادث و قصص و تاريخ انبيا، در آن كمتر به چشم مى خورد، و از اين جهت بر تفسير ابوالفتوح و حتى تفاسير ديگر برترى دارد؛ در حالى كه اين جنبه در تفسير ابوالفتوح بسيار زياد است؛ به حدى كه دكتر عسكر حقوقى يكى از مجلدات تأليف خود تحقيق در تفسير ابوالفتوح را به بيان قصص و حوادث و تاريخ انبياى گذشته، اختصاص داده است. اين موضوع را مى توان طعن بر ابوالفتوح به شمار آورد؛ زيرا او در اين زمينه بدون هيچ جرح و تعديل، اخبار بسيارى را آورده و آن اخبار را بيشتر از كتاب عرائس ثعلبى نقل كرده است كه در آن كتاب اخبار ضعيف و اسرائيليات بسيار است. [٢]
مسئله امامت و مقايسه دو تفسير در آيات امامت
فصل اول:ديدگاه شيعه و سنى در امامت و ولايت جامعه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله
مسئله امامت و پيشوايى امت موضوعى است كه از ديرباز مورد اختلاف واقع بوده و از زمان رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آلهامت اسلامى را به دو دسته (شيعه و سنى) با دو ديدگاه متفاوت تقسيم نموده است. شيعه جانشينى پيامبر را امرى خدايى و زعامت امت را منصوص به حكم الهى
[١] گزينه روض الجنان، پيشگفتار.[٢] البته عده اى او را از چند مصيب شمرده و گفته اند: «اول آنكه غالب وقايع به اشكال مختلف روايت شده و مى دانيم كه چون قضيه اى به چند شكل روايت شود، هيچ يك معتبر نيستند و مراد نقل قدر مشترك است. دوم آنكه، قصص و حكايات انبياى گذشته، منشأ حكمى از احكام شرعى نيست و از آن حلال و حرام استنباط نمى شود و ناقل آن را براى شنيدن نقل مى كند، نه براى اعتقاد به صحت آن. سوم آنكه، روايت و قصص، هر چند ضعيف و بلكه كاذب باشد، چون متضمن پند و نصيحت و عبرت است، جايز است». تفسير ابوالفتوح، ج ١، ص ٢٤؛ ج ٣، ص ٤١٦.