روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٣٣ - باب سوم در مراعات فرائض و سنن و اشاره به اسرار نماز و روزه و زكات و غير آنكه از اركان ايمانند
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا[١] يعنى: «از جهت خداست بر مردم حجّ بيت معلوم هركس را استطاعت و توانايى آن باشد».
وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ[٢]. و «هر كس كافر شود خداى عز و جلّ غنى است از عالميان». يعنى، ضرر كافر شدن او عايد به اوست. و خداى عز و جلّ از طاعت مطيعان مستغنى است.
و از حضرت صادق ٧ منقول است [٢٦ ب] كه، «اعرابيى كه ملاقات كرد با حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله گفت[٣]: خ يا رسول اللّه! من بيرون آمدم و اراده حجّ داشتم؛ از من فوت شد و من مردىام مالدار. پس، مرا امر كن به چيزى كه بكنم از مال خودم، كه برسم به اجر كسى كه حجّ كرده [باشد][٤]. خ پس، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله ملتفت به جانب او شد و گفت: خ نگاه كن به اين كوه ابو قبيس.[٥] اگر ابو قبيس از براى تو طلاى سرخ باشد و آن را انفاق كنى در راه خدا، نمىرسى به آنچه رسيده به او حجّكننده خ. پس، فرمود كه، حاجّ هرگاه شروع كرد در تهيه خود، چيزى برنمىدارد و نمىگذارد مگر آنكه مىنويسد خداى عز و جلّ جهت او ده حسنه، و محو مىكند از او ده گناه، و بلند مىگرداند از جهت او ده درجه. هرگاه بر مركب خود سوار شد نمىگذارد قدمى و برنمىدارد، الّا آنكه مىنويسد خداى عز و جلّ جهت او مثل آن. پس، هرگاه طواف خانه كرد، بيرون مىرود از گناهان؛ و هرگاه سعى ميانه صفا و مروه كرد، بيرون مىرود از گناهان؛ و هرگاه وقوف به عرفات كرد، بيرون مىرود از گناهان؛ پس، هرگاه وقوف به مشعر كرد، بيرون مىرود از گناهان؛ پس، هرگاه رمى جمار[٦] كرد، بيرون مىرود از گناهان. پس، مىشمرد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله اينچنين موقف موقف را، كه هرگاه بهجا آورد حاجّ، بيرون مىرود از گناهان. پس، فرمود:
كجاست تو را كه برسى به آنچه مىرسد به آن حاجّ؟»
و حضرت صادق ٧ فرمود كه، «چهار ماه گناهان بر او نوشته نمىشود، مگر آنكه
[١] - آل عمران: ٩٧.
[٢] - آل عمران: ٩٧.
[٣] - در اصل:« و گفت»، كه« و» حذف شد.
[٤] - از مر افزوده شد.
[٥] - كوهى است مشرف بر مكّه از جانب شرق كه صفا بر آن باشد- جهاننامه، ص ٥٥.
[٦] - جمع« جمره» است، به معنى سنگريزه.