روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٥١ - فصل اول در تدبير طبقه اهل شمشير
«و امنعهم من المتاجر و المستغلات و ما ينكسب به من لا سلاح به و لا قوة معه، و ليكن اكتسابهم من الجهاد عن المملكة و الاغارة على اعدائها فانّهم كالجوارح الّتى تضرّ بها و تفسدها ان تطعم مما لم تصدّه.» يعنى: « [منع] بكن سپاهيان را [١٨٦ ب] از تجارتها و تحصيل مستغلّات و كسبهايى كه مردمان بىسلاح و بىقوت كنند. و بايد كه اكتساب ايشان از جهاد كردن از مملكت و غارت كردن بر دشمنان باشد- يعنى، ممرّ معاش ايشان از ممرّ اجرت سپاهيگرى و فوايد آن و غنايمى كه از دشمنان به دست آيد بوده باشد تا ايشان در بند تحصيل مال از ممرّ تجارتها نباشند و دل ايشان مشغول به گرفتارى آن نباشد، و همّت ايشان مصروف باشد بر كوشش نمودن در مجاهدت با دشمنان و استيلا بر ايشان- به درستى كه ايشان از بابت آن حيوانات شكارىاند كه ايشان را ضرر مىرساند و فاسد مىسازد هرگاه بخورانند به ايشان از چيزى كه خود شكار نكرده باشند.»
«و اعلم انه لا تبذل مهجها الّا لمن يملك قلوبها بالاحسان و حركاتها بالتقويم و تثق باشفاقه على من تخلفه بعدها و ترضى طاعته لمعادها.» يعنى: «بدان كه لشكريان بذل نمىكنند روحهاى خود را مگر به كسى كه مالك دلهاى ايشان باشد به احسان و حركات ايشان به تقويم، و اعتماد داشته باشند برو نسبت به بازماندگان خود، و بپسندند اطاعت او را جهت آخرت خود.» ملخّص اين سخن آن است كه لشكريان وقتى جان در راه مخدوم خود مىدهند كه چند امر موجود باشد: يكى آنكه مخدوم به احسان و اكرام دلهاى ايشان ايشان[١] را مالك شده باشد و محبّت او از راه شفقّت و احسان در دلهاى ايشان جاكرده باشد. دوم آنكه ايشان را تربيت كرده باشد، و حركات ايشان را به قانون و اعتدال تقويم نموده باشد، و مرتبهمرتبه ايشان را ترقّى فرموده باشد، و اصلاح فاسدات ايشان كرده باشد، و مراتب بزرگى خود را از تربيت او دانند و به وسيله تعليم او شناسند.
سوم آنكه اعتماد داشته باشند كه اگر خود را در راه او در معرض تلف و هلاك درآورند، اشفاق و عواطف او نسبت به اولاد و اعقاب و بازماندگان ايشان مبذول خواهد شد، بلكه مناصب و مراتب ايشان به مستعدّان دودمان ايشان مفوّض خواهد گشت. چهارم آنكه
[١] - ظاهرا كلمه« ايشان» نبايد تكرار شود.