روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٤ - مقدمه
را نثار جان او، كه فى الحقيقه روح اين جهان است، توانند نمود؛ و بايد كه همگى صحّت او را بر صحّت خود ترجيح دهند و فراغت و راحت او را بر فراغ و راحت خود راجح شمرند و سرور او را بر سرور خود برگزينند، و در وقت حاجت جانها نثار راه او كنند و بر ساير فرق برايا[١] لازم است كه شب و روز دست به دعا برداشته، از حضرت واهب العطايا امتداد ايّام اين دولت و ارتقاى اعلى مراتب عظمت و استيصال دشمنان اين حضرت و نگونسارى مخالفان اين دولت مسئلت نمايند. و چون كمترين بندگان دعاگو، محمّد باقر شريف سبزوارى، غريق انعام و احسان عامّ و خاصّ آن اعلى حضرت بود و از اداى حقّ شكرگزارى آن عاجز بود، و بغير از اداى وظايف دعا و ثنا و اخلاص بندگى كارى ديگر كه به آن از عهده قسطى از حقّ شكرگزارى [٤ آ] بيرون تواند آمد مقدور نبود، گاهى به خاطر مىرسيد كه كتابى تأليف نمايد مشتمل بر آنچه پادشاهان را در كار باشد، به حسب نجات و رستگارى اخروى و آنچه ايشان را نافع باشد به حسب تدبير و مصلحت ملكى؛ شايد مستحسن نظر كيميا اثر نوّاب[٢] اعلى گردد و فقير قدرى از حقوق عبوديّت رعايت نموده باشد، ليكن بىاشاره اعلى اقدام به اين امر نمىنمود تا آنكه قائد توفيق مساعدت نموده، مبشّر غيبى بشارت قدسى رسانيد و از جانب اعلى اشاره اشرف به امر مذكور عزّ صدور يافت. دانست كه هرچند بضاعت اين شكسته ناقص است و سرمايه اين كار فقير را ناتمام و قاصر، ليكن چون خاطر اشرف توجّهى كرده اميد آن دارد كه به امداد ميامن[٣] قدسى مواطن[٤] توجّه اعلى اين كتاب به نحوى به اتمام رسد كه منظور نظر اعلى و مستحسن خاطر اشرف بوده باشد، و سالهاى دراز طبقات ملوك و سلاطين و غيرهم را از آن انتفاع عظيم حاصل شود و فوايد بركات آن به روزگار فرخنده آثار هميون اعلى عايد گردد. و لاجرم شروع در مقصود نمود و اهتمام دارد كه در هر باب به قدر ميسور استشهاد به آيات بيّنات قرآنيّه و احاديث شريفه نبويّه و الفاظ مباركه حضرات ائمّه هدى، خصوصا حضرت امام المشارق و المغارب امير المؤمنين علىّ بن أبى طالب
[١] - جمع« بريّة» به معنى آفريده.
[٢] - عنوانى كه در ايران عصر صفوى و بعد در روزگار قاجار به شاهزادگان و شاهان اطلاق مىشده است.
[٣] - جمع« ميمنت» به معنى بركت و مباركى.
[٤] - جمع« وطن».