روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٣ - روضة الانوار عباسى
شده، مشخّصات آن در زيرنويس صفحات براى مراجعه خوانندگان درج شده است.
منابع نويسنده را عمدة سه دسته تشكيل مىدهد. يكى كتابهايى در حكمت عملى كه همسنخ روضة الانوار به شمار مىآيند و خاصه در مباحث نظرى محلّ رجوع مؤلف بوده است. ديگر آثارى كه براى نقل حكايات و داستانها حكم مرجع را داشته؛ و آخر بعضى نوشتههاى دينى كه احاديث و روايات و موضوعات مربوطه از آنها گرفته شده است.
در باب نظرات سياسى محقّق سبزوارى باغور در انديشه سياسى او چنين استنباط مىشود كه وى با درهم آميختن مفردات و عناصر انديشههاى متفاوت سياسى درصدد افكندن طرحى است كه در نهايت با تفكّر مذهبى رايج زمانه در تعارض نباشد و توجيهگر نظام سياسى موجود نيز باشد. از هنگام تأسيس انديشه سياسى بر بنياد ديدگاه فلسفى تا روزگارى كه سبزوارى به تحرير اثر خود سرگرم بود تحوّلات ژرفى در هر دو بخش حكمت- نظرى و عملى- روى داده بود. در قلمرو حكمت عملى، چنانكه اشارتى به آن شد، با كوشش در توفيق ميان دستاوردهاى فكرى يونانى و شريعت اسلامى، رفته رفته ميان انديشه تعقّلى سياست كه در گامهاى آغازين بر شالوده نظرى فلسفه استوار شده بود با تلقى انديشمندان دوره متأخر اسلامى همچون سبزوارى از حكمت عملى گسست و جدايى بسيارى افتاده بود.
سبزوارى از يكسو به مبانى تفكّر سياسى شريعتمداران باور دارد و از طرف ديگر مىخواهد آنها را با تفكّرات فلسفه سياسى درهم آميخته و برگرفتهها از جريان سياستنامهنويسى را با آنها سازگار كند و اين مجموعه را يكپارچه با زىّ و هيئت اسلامى بازنماياند.
در نظر سبزوارى شريعت عنصرى اساسى است كه باعث رستگارى و تحصيل حيات ابدى و رفاهيت زندگى مىشود، كسى كه محور تحقّق شريعت يا قانون عظمى بر زمين است «امام» و «خليفه خداى» اسلامى است كه اوصاف آن منطبق است با «ملك على الاطلاق» حكما و «فيلسوف- شاه» افلاطونى كه افلاطون از آن به «مدبّر عالم» ياد كرده است. اين «امام» يا «پادشاه» نور خداست در زمين و حجّت خداى- عزّ و جلّ- بر مردمان، و نورى است درخشان بر زمين و آسمان و سراپا فيض و هدايت و بركت و