روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٠٢ - فصل چهارم در فضيلت توكل و رضا
|
مكش رو درهم از حكم قضا ورمىكشى درهم |
چه پروا آتش از چين جبين بوريا دارد |
|
\*\*\*
|
دهند اگر به تو در بسته خلد چندان نيست |
كه گوشهاى به تو از عالم رضا بخشند |
|
و بر پادشاه لازم است كه از حليه رضا بىبهره نباشد و بناى كار خود بر توكّل گذارد و اعتماد او بر عون و عنايت ربّانى باشد، نه بر شوكت و سپاه و دولت و جاه.
حكايت
آوردهاند كه وقتى امير عادل امير سبكتكين[١] در نيشابور از يكى از علماى دين شنيد كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله فرموده كه، «مرا از حضرت عزّت فرمان بر آن است كه، با دنيا آرام مگير كه تو را براى آن نيافريدهام و بر نماز شب مواظبت نماى كه نصرت مؤمنان در آن است و از مخلوقات هيچ طمع مدار كه به دست ايشان هيچ نيست و بر من توكّل كن كه بازگشت به من است.»
چون امير عادل اين مضمون را استماع نمود، آن را به سمع قبول اصغا[٢] فرمود و بناى كارهاى خود بر آن نهاد و همواره نصرت در نماز شب طلبيدى و بناى كار خود بر آن نهادى. و چون سلطان محمود بزرگ شد، و آثار نجابت و سعادت در او ظاهر بود، او را نزديك آن عالم فرستاد و سلطان نيز اين حديث از وى استماع نمود و مضمون آن را متلقّى[٣] شد تا روزى كه اراده داشت كه روز ديگر با خان تركستان مصاف نمايد در بلخ، نيم شب برخاست و آب گرم طلبيد. نيافت. به آب سرد غسل كرد، و آن شب برف
[١] - پس از درگذشت آلپتكين، در غياب سبكتكين، مهتر تركان را كه« پيرى» نام داشت به رياست برداشتند و چون هميشه سر در شراب داشت، همگان اتفاق كرده سبكتكين را به فرماندهى برداشتند. امير سبكتكين به ويژه در نواحى هندوستان دايره متصرفات خود را گسترش داد و در روزگار او حكمرانى خراسان به دست پسرش، محمود افتاد. سبكتكين در سال ٣٧٨ ق. در نزديكى غزنين درگذشت. معجم الانساب، صص ٣٢ تا ٤٤.
[٢] - گوش دادن.
[٣] - از مادّه« تلقّى» به معنى« آموختن» است.