روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٩ - نظريه سياستنامهنويسان
بخشيدن به حاكميت خود تأييديهاى از خليفه بگيرند. سيطره برخى از اين دولتهاى ايرانى چنان با قوّت همراه بود كه كانون خلافت نيز از آن در امان نماند. در سال ٣٣٤ ق.
شهر بغداد گامهاى ابناى ايران زمين را به فرماندهى احمد بويهى ديلمى بر پيكره خود احساس كرد و دست خليفه وقت از همه امور كوتاه گشت، و آنچه به عنوان مقام روحانى براى وى قائل بودند نه حقيقى، بلكه بنا به مصالح سياسى بود. حيثيت دستگاه پر طمطراق خلافت عباسى شديدا لطمه خورد و مشروعيت خلافت به ورطه مخاطره فروافتاد. در واكنش نسبت به اين رويداد سياسى- دينى، نظرياتى در آثار برخى از دانشمندان ايرانى راجعبه حكومت طرح گرديد كه متأثر از عقايد و آراى سياسى پيشينيان آنان بود كه به هيئت اسلامى آراسته شده بود. اين نظريات كه غالبا از مجراى كتب ادبى و اخلاقى و تاريخى، همچون سياستنامه خواجه نظام الملك، كليله و دمنه نصر اللّه منشى، شاهنامه فردوسى، نصيحة الملوك غزالى، گلستان سعدى و جامع التواريخ رشيدى مطرح شدهاند به يكى از عمدهترين جريانات مربوط به انديشه سياسى در ايران و اسلام تبديل شدند و بهويژه در تاريخ سياسى ايران اثرى ديرپاى داشته و حتّى در برخى جنبهها بر ديگر جريانات فكرى- سياسى تأثير گذاردهاند.
آنچه در انديشه سياسى سياستنامه نويسانى، همچون خواجه نظام الملك، داراى اهميت و نقش محورى مىباشد «فرمانروا» است و از نظر آنان كار ملك جز از طريق عدل و سياست اميرى دادگر نظام نمىگيرد[١]، و پادشاهى نيك مايه پيدايش همه خوبيها و در رأس آنها انسجام اجتماعى است.[٢] بنابراين، نويسندگان اينگونه آثار تلاش كردهاند راه و رسم فرمانروايى و شيوه حفظ قدرت سياسى را نشان دهند، و در اين راه، همه شؤون ديگر حيات اجتماعى، حتى ديانت، را در خدمت سياست و مشروعيت آن قرار دهند.[٣] در اين سنخ از انديشه، مفهوم بنيادين، برخلاف انديشه شريعتمداران كه مدافع شريعت مبتنى بر وحى الهى هستند، شاه آرمانى داراى فرّه ايزدى است.[٤] در نوشتههاى ايرانى كهن شاه آرمانى از آنجا كه داراى فره ايزدى است، به عنوان انسانى خداگونه،
[١] - درآمدى فلسفى بر تاريخ انديشه سياسى در ايران، ص ١٤.
[٢] - خواجه نظام الملك، ص ١٥٣.
[٣] - درآمدى فلسفى بر تاريخ انديشه سياسى در ايران، ص ١٥.
[٤] - خواجه نظام الملك، ص ١٣١.