روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٦٣ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
اطراء از استوارترين فرصتهاى شيطان است در نفس او تا آنكه محو كند به سبب آن آنچه به عمل آمده از احسان محسن و نيكويى نيكوكار.»
«و إيّاك و المنّ على رعيّتك بإحسانك، أو التّزيّد فيما كان من فعلك، أو أن تعدهم فتتبع ما تعهّدهم[١] بخلفك. فإنّ المنّ يبطل الإحسان، و التّزيّد يذهب بنور الحقّ، و الخلف يوجب المقت عند اللّه و النّاس. قال اللّه تعالى: كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ.[٢]
«بپرهيز از منّت گذاشتن بر رعيّت، و زيادتى اظهار كردن در فعلت- يعنى، كارت را بيش از آنكه هست بازنمايى در معرض افتخار- يا آنكه وعده كنى ايشان را و تابع سازى وعده خود را به خلف كردن. پس، به درستى كه منّت گذاشتن باطل مىكند احسان را، و زياده اظهار كردن نور آنچه حقّ و راست است مىبرد، و خلف وعده كردن خشم را لازم مىگرداند نزد خدا و نزد خلق. فرموده خداى سبحانه[٣]: بزرگ است از روى دشمن داشتن نزد خداى عز و جلّ اينكه بگويند چيزى را كه نمىكنند.»
«و إيّاك و العجلة بالأمور قبل أوانها و[٤] و التثبّت[٥] فيها عند إمكانها، أو اللّجاجة فيها إذا تنكّرت، أو الوهن عنها إذا استوضحت. فضع كلّ أمر موضعه، و أوقع كلّ أمر موقعه.»
«و بپرهيز از تعجيل كردن در كارها، پيش از وقت آن؛ و از تثبت و تقاعد از آن كار در وقت امكان و فرصت؛ و لجاجت كردن در آن كار وقتى كه دشوار باشد طريق تحصيل آن يا واضح نباشد راه آن، يا وهن و سستى در وقتى كه جهت آن كار واضح و روشن شود- و غرض نهى از افراط و تفريط است در اقدام بر كارها و الزام طريقه وسط- و لهذا فرمود:
پس، بگذار هر امرى را در جاى خود، و واقعساز هر عملى را در موقع خود.»
[١] - در ديگر نسخ به جاى« ما تعهدهم»« موعدك» آمده است.
[٢] - صف: ٣.
[٣] - در متن عربى« تعالى» آمده است.
[٤] - ديگر نسخ:« أو».
[٥] - اصل:« التثبط» كه با توجه به متن فارسى اصلاح گرديد. در چاپ صبحى صالح:« التّسقط» و در شرح ابن ابى الحديد و چاپ فيض الاسلام:« التساقط» آمده است.