روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٥٩ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
شده باشد الزام حقّ نسبت [٢١٥ آ] به خاصّه و خويشان و نزديكان تو هرجا كه واقع شده باشد- خواه مقرون به خشم ايشان باشد يا رضا- و طلب كن عاقبت آن كار را- كه ذكر جميل است در دنيا و اجر جزيل است در آخرت- به چيزى كه گران باشد بر تو از آن.
پس، به درستى كه عاقبت آن محمود و ستوده است. غرض آن است كه الزام حقّ، خصوصا بر نزديكان گران است، امّا آن گرانى را متحمّل شو به اميد حسن عاقبت در دنيا و آخرت.»
«و إن ظنّت الرّعيّة بك حيفا فأصحر لهم بعذرك، و اعدل عنك ظنونهم بإصحارك، فإنّ في ذلك إعذارا[١] تبلغ به حاجتك من تقويمهم على الحقّ.»
«و اگر گمان كند به تو رعيت جورى و ستمى، عذر خود از براى ايشان روشنساز و برائت ساحت خود به ايشان معلوم نماى. و بگردان از خود گمانهاى بد ايشان را به اظهار كردن حقيقت. پس، به درستى كه در آن عذر خواستن و بازنمودن جهت عذرخواهى است كه مىرسى به حاجت خود از تقويم ايشان بر حقّ- غرض آن است كه گمان بد از رعيّت نسبت به خود باقى مگذار و اصلاح گمانها و اعتقادهاى ايشان بكن.»
«و لا تدفعنّ صلحا دعاك إليه عدوّك و للّه فيه رضى، فإنّ في الصّلح دعة لجنودك، و راحة من همومك، و أمنا لبلادك.»
«و دفع مكن و ردّ منماى صلحى را كه به سوى آن خواند دشمن تو كه مر خدا را در آن صلح رضايى باشد- يعنى، آن صلح مخالف خشنودى الهى نباشد- پس، به درستى كه در صلح آرامش و آسايش لشكرهاى تو است، و راحتى است تو را از غمها، و امنيتى است از براى شهرهاى تو.»
«و لكن الحذر كلّ الحذر من عدوّك بعد صلحه، فإنّ العدوّ ربّما قارب ليتغفّل فخذ بالحزم، و اتّهم في ذلك حسن الظّنّ.»
[١] - چاپهاى صبحى صالح و فيض الاسلام:« فانّ فى ذلك رياضة منك لنفسك و رفقا برعيّتك و اعذارا تبلغ ...».