روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٥٣ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
«و تعهّد كن حال يتيمان را و پيرانى را كه به كبر سن رسيده باشند و از وجه معاش عاجز گشته، آن كسان كه ايشان را هيچ چاره نيست در تحصيل معاش، و نصب نمىكنند خود را از جهت سؤال- يعنى، نفس ايشان از سؤال عفت مىورزد- و آنچه مذكور شد بر واليان و حاكمان گران است و حقّ همه آن گران است بر خلق، و سبك مىگرداند خداى عز و جلّ آن را بر مردمانى كه طلب عافيت و رستگارى كردهاند؛ پس، صبر كردهاند و صبر فرمودهاند نفوس خود را، و اعتماد كردهاند بر صدق وعدههاى خداى عز و جلّ از جهت ايشان.»
«و اجعل لذوي الحاجات منك قسما تفرّغ لهم فيه شخصك، و تجلس لهم مجلسا عامّا فتتواضع فيه للّه الّذي خلقك، و تقعد عنهم جندك و أعوانك من أحراسك و شرطك، حتّى يكلّمك متكلّمهم غير متتعتع، فإنّي سمعت رسول اللّه- ٦- يقول في غير موطن: «لن تقدّس أمّة لا يؤخذ للضّعيف فيها حقّه من القويّ غير متتعتع».
«و بگردان از جهت صاحبان حاجتها و كارها از جانب خودت نصيبى و بهرهاى كه از وقت كه فارغ سازى از جهت ايشان در آن شخص خود را- يعنى، به كار ديگر نپردازى- و بنشينى در آن وقت از جهت مردم مجلس عامى- يعنى، بار عام بدهى. پس، تواضع و فروتنى كن در آن وقت از جهت آن خدايى كه تو را آفريده، و ننشانى از ايشان- يعنى، در آن مجلس راه ندهى- سپاه و اعوان خود را و پاسبانان و سرهنگان خود را حتّى سخن كنند با تو سخن گوينده ايشان، چنانكه متزلزل نباشد در سخن و شوريدهحال و پريشان دل نباشد- غرض آنكه او را رعبى و دهشتى نباشد كه مطلب خود را چنانكه هست به تو عرض تواند كرد. به درستى كه مىشنيدم از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله كه مىفرمود در غير موضع واحد- يعنى، مكرّر مىفرمود- كه هرگز پاك نمىشوند گروهى كه گرفته نشود در ميان ايشان از جهت ضعيف و عاجز حقّ او از قوى و توانا در حالتى كه آن ضعيف، متردّد و شوريده احوال نباشد در گفتار به حيثيتى كه سخن خود نيك ادا نتواند كرد.»