روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٥٢ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
كرده از غلّهها كه حاصل شده باشد از زمينهاى غنيمت اهل اسلام در هر شهرى از شهرها. پس، به درستى كه آن فقيران كه دورند از براى ايشان هست از سهام و حقوق مثل آنچه از براى نزديك هست، و هريك از ايشان از تو رعايت حقّ ايشان خواسته شده؛ پس، مشغول نسازد تو را از ايشان زيادتى خوشحالى يا فكر در امرى ديگر. پس، به درستى كه تو معذور نيستى به ضايع ساختن اندكى در امور به سبب آنكه محكم ساختهاى امر بسيار مهم را- يعنى، به اين غرّه مشو كه كارهاى بسيار مهمّ را محكم ساخته و در تقويم آن كوشيدهاى. پس، اگر كارى اندك از تو فوت شود، معذور خواهى بود- پس، برمدار همّ و قصد خود را از ايشان، و راعى و غمخوار ايشان باش و به يكسو بر رخسار خود را براى ايشان- يعنى، متكبّر مباش نسبت به ايشان- بلكه اقبال كن به ايشان از روى تواضع. و تفقّد و بازرسى كن امور آنكس كه نمىرسد به سوى تو از ايشان از آن كسان كه حقير مىدارد او را چشمهاى مردمان، و حقير مىگيرند او را مردان. پس، معدّ و مهيّاساز از جهت اهل حاجت و نياز، امين و معتمد خود را از اهل خشيت و تواضع و فروتنى نسبت به خداى؛ پس، بايد كه رفع كند آن ثقه امين امور ايشان را- يعنى، امينى تعيين نماى كه حاجات و مهمات ايشان را به تو عرض مىنموده باشد- پس، عمل كن در ميان ايشان، به عذر درست آوردن به سوى خداى عز و جلّ يعنى، نحوى با ايشان عمل كن كه پيش خداى عز و جلّ معذور باشى در روزى كه ملاقات كنى با خداى- پس، به درستى كه اين جماعت ضعيفان از ميان رعيت محتاجترند به عدل و انصاف از غير ايشان.»
«و كلّ فأعذر إلى اللّه في تأدية حقّه إليه.»
«و براى هركس از رعايا، عذر درست بدار سوى خداى عز و جلّ در رسانيدن حقّ او به او بىتقصير و تأخير.»
«و تعهّد أهل اليتم و ذوي الرّقّة في السّنّ ممّن لا حيلة له، و لا ينصب للمسألة نفسه، و ذلك على الولاة ثقيل، و الحقّ كلّه ثقيل؛ و قد يخفّفه اللّه على أقوام طلبوا العاقبة فصبّروا أنفسهم، و وثقوا بصدق [٢١٣ ب] موعود اللّه لهم.»