روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨١٤ - حكايت
الاعانة.
و بر كلّيات و معظمات امور اكتفا ننمايند، بلكه وقايع جزئيه را از عزلها و نصبها و شفقّتهاى پادشاه آن ملك با بعضى و بىشفقّتى با بعضى، و تجديد رسمها و عادتها و خلاف عادات و رسوم و تعمير بلاد و قرى و قلاع و اوضاع لشكر و جميع متفرقات و تفريق مجتمعات، و اوضاع پادشاه و امرا و صحبت ايشان و مجالست ايشان و سخنان ايشان در هر باب الى غير ذلك به بسط و شرح تمام استعلام و اعلام مىنموده باشند. چه چون پادشاه به عقل خود در امور مذكوره تأمّل نمايد و عقلا و دانايان در مجلس پادشاه باشند، چون فكر كنند از جزئيّات استدلال بر امور كلّيه توانند كرد. و بايد كه پادشاه هميشه با جاسوسان و خبرگيران تأكيد مىنموده باشد كه از خصوصيّات اوضاع ملك مخالف، و زمينها و شهرهاى ايشان، و منازل و مراحل و كميّت مسافتها و راهها و كوهها و عقبهها و آبها و اتّصال هر ناحيه به كدام ملك، و كميّت و كيفيّت لشكر پادشاه و لشكر هر ناحيه و هر قلعه، و تفصيل ارزاق و معونات ايشان، و دين و مذهب ايشان، و اندازه محبّت ايشان با پادشاه و سرانجام ايشان، و اسب و سلاح ايشان، و تفاصيل احوال وزرا و امرا و عقلا و علما و اهل تدبير و رعايا، و كيفيّت احوال دشمنان و مخالفان آن ملك تفتيش تمام نمايند و به پادشاه اعلام كنند.