روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٠٨ - فصل دوم در تدبير خزاين و اموال و تقدير معاش و اخراجات و ترك اسراف و تبذير، و تعديل احوال سپاهى و عمال و رعايا در اين ابواب
و بر همه حال رفاهيت رعيّت و تخفيف حوالات بر ايشان و حسنسلوك عمّال نسبت به ايشان در همه باب، ركنى قوى است. و وجهى ديگر از وجوه مداخل سلطانى، حسنسلوك است با تجّار و متردّدان و غربا و مسافران برّ و بحر؛ و شرط است كه عاملانى كه در امور ايشان مدخل دارند مردم نيكذات كاردان كمآزار باشند، و بر ايشان تنگگيرى نكنند و نسبت به ايشان مهربانى و عطوفت و خوشخويى به عمل آورند، و در قضاى حوايج و دفع ظلم از ايشان بكوشند، و در رفاهيت و امنيّت ايشان سعى نمايند. و اگر متغلّبى نسبت به ايشان تعدّى كند، تنبيه كنند و گوشمال دهند و تشهير فرمايند تا ديگران متنبّه شوند و آوازه به اطراف رود. و پادشاه گاهى به نفس نفيس خود متوجّه اين امور شود تا آوازه خوبى و نيكنامى او در اطراف جهان شايع و منتشر گردد. و در وجوه ديوانى كه از ايشان گرفته مىشود، تخفيف تمام لازم دانند.
ديگر از شرايط تدبير مداخل اموال آن است كه عمّال و ضابطان مداخل و محصّلان وجوهات و تحويلداران به صفت امانت و راستى موصوف باشند تا در تضييع اموال نكوشند، و حفظ آن بر وجه مقبول به عمل آورند. بر وزرا لازم است كه در اين ابواب غافل نشوند.
و امّا تقدير اخراجات پادشاهى ركنى عمده در تدبير اموال است، و چنانكه در احاديث شريفه واقع شده، تقدير معيشت يكى از دو يسار و غناست. چه غنا به دو نحو مىباشد: يكى، به وفور مقتنيات و اموال و يكى به تدبير. و تقدير اخراجات و تقدير معيشت از پادشاه به چند نحو معتبر است: اول آنكه به حقيقت اخراجات و مقرّرات مأكول و ملبوس پادشاهى و ساير ضروريّات لازمه سركار [٢٠٣ آ] خود برسد، و تحقيق معمول زمان پادشاهان پيش نمايد و ميانه آنها موازنه كند. اگر قوانين سابقه بهتر باشد و به مصلحت نزديكتر باشد، آنچه برخلاف رسوم قديمه جارى شده باشد به اصلاح آورد و قوانين قديمه را معمول دارد. دوم، مهما امكن از اسراف و تبذير و خرجهايى كه نفعى عقلى و فايده حكمى ندارد و در رونق و مهابت و حشمت پادشاهى و حرمت و عزّت ملك دخلى ندارد و به عبث و لهو و لغو راجع مىشود در تخفيف و ازاله آن به قدر امكان سعى نمايد. سوم، به حقيقت خادمان و ملازمان خاصّه و مباشران خدمات جزئيه پادشاه