روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٠ - فصل دوم در بيان آنكه علت ثبات و دوام ملك و پادشاهى چيست و تفصيل بعضى از اسباب زوال و اختلال ملك
غبار معركهها بر سر او بسيار نشسته، گفت: «در همين مقام بايد ايستاد». ايبك دواتى، كه شعبهاى از ضعف عقل با قلّت تجربه جمع داشت و از مصاحبان مجلس خليفه بود، به او گفت كه، «حقوق نعمت امير المؤمنين را به اين نوع مكافات مىكنى كه به يك روزه مدافعت با دشمنان آن حضرت كسالت و كاهلى ظاهر ساختى. صلاح در آن است كه پيش از آنكه مخالفان به مددى قوّت گيرند از عقب ايشان بشتابيم و بالكلّيّه خاطر از ايشان فارغ سازيم».
فتح الدين از جهالت و سوء تدبير و خودرأيى ايبك دواتى متعجّب [١١ آ] شده، در غضب شد و فرمود كه على الفور لشكريان از پى گريختگان روان گشتند. و چون بغداديان از شهر دورتر افتادند، مغولان عنان مراجعت منعطف ساخته، به محاربه مشغول شدند.
و آن روز تا شب آتش حرب افروخته بود و چون زمانه لباس عبّاسيان دربركرد،[١] هر دو سپاه مقارن اميد و بيم در برابر يكديگر فرود آمدند و مغولان در جوف شب آب فرات[٢] را بر لشكر بغداديان سردادند.
على الصّباح اكثر آن لشكر در بحر فنا غوطه خورده بودند و بعضى را كه اجل دامنگير نشده بود، از بيم تيغ خونآشام راه شام پيشگرفته بودند و فتح الدّين به قتل رسيده.
ايبك دواتدار با گروهى در پرده ظلمت به بغداد درآمد، و خليفه از غايت قلّت عقل سه نوبت بر زبان آورد كه، الحمد للّه على سلامة مجاهد الدّين.
در اثناى اين حالات، خبر وصول هلاكوخان متواتر شد. بارگاه خان را در برابر بروج عظمى برافراشتند. خواب و قرار از حوالى ديده و دل اهل آن ديار مهجور شده، خليفه فرمود تا دروب بغداد را مسدود گردانيده، برج و باره[٣] را استحكامى دادند. دواتيان و شرابى و سليمان شاه و غلامان خاصّه و عامّه اهل بغداد محاربه را مستعدّ گشتند. روز
[١] - كنايه است از شعار عبّاسيان كه به رنگ سياه بود.
[٢] - در نسخ خطى روضة الصّفا نيز چنين آمده است، امّا زرياب خويى برابر تاريخ وصّاف آن را اصلاح كرده و« دجله» ضبط كرده است. نك: روضة الصفاء، مجلّد دوم، تهذيب و تلخيص زرياب خويى، ص ٨٩٣ و پانوشت شماره ٣.
خواجه رشيد الدّين فضل اللّه در وصف اين واقعه ذكر كند كه مغولان بعد از گذر از دجله در حدود انبار، در ناحيه دجيل بند آبى بزرگ را بگشادند كه تا پس پشت لشكر بغداد به آب غرق شد. به جامع التواريخ، ج ٢، ص ٧٠٩ مراجعه شود.
[٣] - به معنى بارو است.