روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٨٩ - فصل اول در قانون مشاورت در امور
عقلا، و منضمّ سازد به علم خود علم حكما را.» و فرموده: «خير من شاورت ذوو النّهى و العلم و اولوا التّجارب و الحزم.» يعنى: «بهتر كسى كه با او مشاوره كنى صاحبان عقل و علم و صاحبان تجربهها و حزمند.» و فرموده: «من شاور ذوو النهى و الالباب فاز بالنجح و الصّواب.» يعنى: «هركس مشورت كرد با صاحبان عقلها، فايز گشت به نجاح و صواب.» و فرموده: «جهل المشير هلاك المستشير.» يعنى: «هرگاه مشير نادان باشد، سبب هلاك مستشير گردد.»
و از آن حضرت منقول است كه فرموده: «داخل مكن در مشورت خود بخيل را كه تو را از اقتصاد و حدّ راه راست مىگرداند، و به تو وعده فقر مىدهد- يعنى، از آن مىترساند.» و فرموده كه،: «در رأى خود جبان بيدل را شريك مساز كه تو را از كار ضعيف مىسازد، و چيزى كه عظيم نيست بر تو عظيم مىگرداند.» و فرموده: «استشاره با كذّاب مكن كه كذّاب چون سراب است؛ بعيد را بر تو قريب مىسازد، و قريب را از تو دور مىگرداند.» و فرموده: «شريك مكن در مشورت خود حريص را كه سهل باز مىنمايد نزد تو شرّ را، و مزيّن مىسازد با تو شره را.»
و احنف گفته: «مشورت نمىكنم با گرسنه تا وقتى كه سير شود، و با تشنه تا وقتى كه سيراب شود، و با اسير تا وقتى كه آزاد شود، و با بىچيز تا وقتى كه چيزى بيابد.»
و بعضى گفتهاند: «سزاوار آن است كه عاقل با هفت كس مشورت نكند: جاهل و دشمن و حسود و مرائى و جبان و بخيل و صاحب هوى. چه جاهل گمراه مىسازد، و دشمن قصد هلاك مىكند، و حسود تمنّى زوال نعمت مىكند، و مرائى رأيش موقوف است بر رضاى خلق، و جبان رأيش هرب و فرار است، و بخيل حريص است بر جمع مال و در غير آن رأيى ندارد، و صاحب غرض و هوى اسير هواى خود است [و] قدرت بر مخالفت آن ندارد.»
ديگر، بايد كه با اهل مشورت با يكانيكان در خلوت و تنهايى مشورت نمايد، و حجّت هريك را بر آنچه رأى او تقاضا كند طلب نمايد و در آن با او مناظره كند؛ چه شايد كه بعضى از اهل مشورت در حضور ديگران اظهار ما فى الضمير خود به جهت مصلحتى ننمايند. بعضى گفتهاند كه يونانيان و فارسيان در امرى كه استشاره مىنمودند،