روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٨٢ - فصل اول در قانون مشاورت در امور
المشاورة.» يعنى: «مستغنى نمىشود عاقل از مشاورت.» «و لا مظاهرة اوثق من المشاورة.» يعنى: «هيچ معاونت و تقويت به اعتمادتر از مشاورت نيست.» و نقل شده:
«جماع الخير فى المشاورة و الأخذ بقول الناصح.» يعنى: «محل اجتماع خير در مشاورت است و عمل كردن به قول ناصح.» و نقل شده كه، «حقّ على العاقل ان يديم الاسترشاد و يترك الاستبداد.» يعنى: «حق و لازم است [١٩٦ ب] [بر] عاقل كه دايم دارد طلب رشد را، و ترك كند استبداد و استقلال به رأى خود را.» و نيز: «المستشير على طرف النجاح.» يعنى: «كسى كه طلب مشورت نمايد، بر كنار رستگارى و فيروزى است.» و نيز: «شاور ذوى العقول تأمن الزّلل و النّدم.» يعنى: «مشاورت كن با صاحبان عقل تا ايمن شوى از لغزش و پشيمانى.» و نيز: «لا تستبدّ برأيك، فمن استبدّ برأيه هلك.» يعنى: «مستقل به رأى خود مباش كه هركه مستقل به رأى خود شد، هلاك گرديد.» و نيز: «اللّبيب من استقبل وجوه الآراء بفكر صائب و نظر فى العواقب.» يعنى: «عاقل آن كسى است كه استقبال كند وجوه آراء را به فكرى صائب و نظرى در عواقب.» غرض آن است كه عاقل در هر باب تفحّص رأيهاى هركس مىكند، و در هريك از آن رأيها فكر و انديشه بهجا مىآورد، و اطراف و جوانب آن را ملاحظه مىكند، تفكر صحيح و نگاه در عاقبتهاى هر كار مىكند تا نيك و بد هر كار مفهوم و معلوم گردد. و نيز: «من استقبل وجوه الآراء، عرف مواقع الخطا.» يعنى: «هركه رو كند وجوه رأيها را- يعنى، از هريك از اصحاب عقل و تجربه در هر امرى استكشاف و استعلام نمايد و حجّت هريك را در خطا و صواب بشنود و در آن انديشه كند- راههاى خطا را مىداند و بر آن محيط مىشود.»
منصور به ولدش گفت كه، «از من دو چيز فراگير: بىفكر سخن مگوى، و بىتدبير كارى مكن.» و گفتهاند: «كسى كه ابتدا به استخاره كند و مثنى بسازد به استشاره، سزاوار است كه خايب[١] نگردد.» و گفتهاند: «رأى سديد، حمايتكنندهتر است از پهلوان شديد.»
و از سخنان اردشير است كه، «چهار چيز محتاج است به چهار چيز: حسب به ادب،
[١] - نااميد و بىبهره.