روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٧٤ - حكايت
مكاتبت و مراسلت و خلّت[١] منظور مىدارند و پادشاهانى كه دشمنند، دوست مىشوند و از سر دشمنى درمىگذرند.
ديگر، چون پادشاه با تجّار بر نهج نيكو سلوك كند، پادشاهان ديگر را نيز رغبت به سلوك اين مسلك مىشود، و طريقه خوبى در همه بلاد مسلوك مىگردد، و راهها امن مىشود، و رفاهيّت تمام خلق را حاصل مىشود، و ثواب بسيار عايد به روزگار آن پادشاهى مىشود كه بادى و بانى اين امور بوده. و رعايت مقدّماتى كه مذكور شد نسبت به غربا و مردم بلاد ديگر بيشتر ضرور است، بلكه نسبت به اهل ذمّه و كفّار و مخالفان مذهب نيز مراعات اين امور لازم است، چه با اشتمال بر فوايدى كه مذكور شد اين فايده دارد كه چون كفّار هرگاه در بلاد اسلام از پادشاهان اسلام و نوّاب و خواصّ و حكّام ايشان حسن سلوك و حسنسيرت و معدلت و انصاف و راستى و ديانت و حسنخلق و حلم و احسان مشاهده كنند، ايشان را رغبت تمام به دين اسلام حاصل مىشود و اعتقاد نيكو به اين دين به هم مىرسانند، و بسيار باشد كه به دين حقّ درآيند و مع ذلك چون راضى و خشنود باشند و احسان ديده باشند، در نشر خوبى دين اسلام و پادشاه اسلام و ايمان و اهل ايمان بغايت خواهند كوشيد، و باعث ميل و رغبت و حسناعتقاد كفّار و مخالفان به دين و اهل دين خواهد گرديد.
و فوايد امور مذكوره بسيار است، همچنانكه مضارّ و آفات بدسلوكى نسبت به غربا و اهل بلاد مخالف بسيار است. و بسيار بوده كه از بدسلوكى با متردّدان بلاد ديگر مضرّتها و آفتهاى عظيمه متولّد شده و خونها ريخته شده، چنانكه در قضيّه چنگيز خان واقع شد.
حكايت
در اواخر ايام دولت خوارزمشاه سكون و امنيّت به درجه اعلى رسيده بود و فراغت و رفاهيت خلق به نهايت انجاميده و راهها امن شده و فتنهها ساكن گرديده، چنانكه اگر در
[١] - دوستى.