روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٦٢ - فصل سوم در ترجمه صحيفهاى كه طاهر ذو اليمينين جهت ولد خود عبد الله نوشته بود
استعانت جوى در آن به استخاره خداى عز و جلّ و تقوا و لزوم آنچه خداى عز و جلّ در كتاب خود نازل ساخته از امر و نهى و حلال و حرام و اتمام آنچه از آثار حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله رسيده؛ و قيام نمايى به آنچه خداى عز و جلّ حقّ و ثابت و لازم گردانيده.
و از عدل ميل و انحراف مكن در هرچه باشد، خواه دوست دارى و خواه كراهيّت داشته باشى نسبت به قريب و بعيد و آشنا و بيگانه. و اختيار كن فقه و اهل فقه را، و دين و حاملان دين را، و كتاب خداى عز و جلّ و عاملان به كتاب را؛ چه به تحقيق كه افضل آنچه مزيّن مىشود به آن آدمى، تفقّه در دين است و طلب آن و تحريص و ترغيب كردن بر آن، و شناختن آنچه باعث تقرّب و نزديكى به خداى عز و جلّ گردد. به درستى كه آن دليل است بر هرچيزى و كشاينده[١] است به سوى هرچيزى، و آمر است به خير و ناهى است از گناهان مهلكه. و به آنچه مذكور شد به توفيق خداى تعالى زياد مىشود شناختن بنده خدا را و اجلال بنده خدا را. و دريافتن درجات بلند در معاد به آنكه اين معنى چون بر مردم ظاهر باشد، توقير امر تو خواهند كرد و هيبت سلطنت تو خواهند داشت، و انس به تو خواهند گرفت، و اعتماد به عدل تو خواهند داشت.
و بر تو لازم است كه به اقتصاد و ميانهروى و توسّط و اعتدال كوشى در جميع امور، چه هيچ خير ظاهر نفعتر و حفظكنندهتر امن و جمعكنندهتر فضل از اقتصاد نيست. و اقتصاد و ميانهروى داعى است به رشد، و رشد دليل است بر توفيق [و توفيق][٢] كشاننده است به سعادت، و قوام دين و سنن هاديه به اقتصاد است. و اختيار اقتصاد كن در همه امور دنيويّه، و كوتاهى مكن در طلب آخرت و طلب اجر و ثواب و اعمال صالحه و سنن معروفه و معالم رشد. و نهايتى و حدّى و غايتى نيست بسيار كردن نيكويى را و سعى كردن را، هرگاه به آن مطلوب وجه اميد باشد و مرضات الهى و موافقت دوستان [١٩٠ آ] خدا در دار كرامت او مقصود افتد. يعنى، نيكويى چندان كه بكنى، زياده از آن كردن نيز مرتبه حسن و خوبى دارد.
و بدان كه اقتصاد در امر دنيا، مورث عزّت است و از گناهان نگاه مىدارد. و به تحقيق
[١] - در مر به« كشاننده» تغيير داده شده است.
[٢] - از مر افزوده شد و چنين است در متن عربى. نك: تاريخ طبرى، ج ٥، ص ١٥٦.