روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٢٢ - فصل ششم در آداب و تدبير منجمان و مهندسان و ارباب علوم تعليميه كه آن را علوم رياضيه خوانند
بر من محقّق شد كه پندارى او را مىديدم كه بار از چهارپاى مىگشود. مرا معلوم شد كه آن همه سهم الغيب درجه طالع مىكند.»[١]
حكايت
هم در كتاب مذكور آورده كه حكيم موصلى از طبقه منجّمان نيشابور بود. خدمت نظام الملك كردى و خواجه در مهمّات[٢]، با او مشورت فرمودى و رأى و تدبير از وى خواستى. موصلى را چون سال بسيار شد و در قوا فتور ظاهر گشت، و استرخاى[٣] بدن پديد آمد [و نيز سفرهاى دراز نتوانست كرد]،[٤] از خواجه استعفا كرد تا در نيشابور در گوشهاى بنشيند و هر سال تقويمى و تحويلى فرستد. خواجه از حكيم سؤال كرد كه، «آيا معلوم كردهاى كه ارتحال طبيعى من كى خواهد بود و آن حكم لابدّ در كدام تاريخ نزول خواهد نمود؟» حكيم گفت: «بعد از وفات من به شش ماه.»
خواجه اسباب رفاهيت او مقرّر داشت. موصلى بر نيشابور رفت و مرفّه بنشست و هر سال تقويمى[٥] به ملازمت خواجه مىفرستاد، و هركس از نيشابور برسيدى، خواجه احوال حكيم پرسيدى. تا خبر سلامتى او مىيافت، خواجه خوشحال بود تا در سنه ٤٨٥ خبر فوت حكيم مسموع خواجه گشت. خواجه محزون شد[٦]. مهمّات اوقاف و ادرارات را توقيع نمود، و وصيّتنامهاى بنوشت، و بندگان را آزاد كرد، و قرضى كه داشت بگذارد، و خصمان را خشنود كرد، و منتظر بنشست تا رمضان درآمد. در راه بغداد بر دست دو سه ديلم[٧] كشته شد.[٨]
[١] - به نقل از: همان، صص ٩٤ تا ٩٦.
[٢] - بعد از« مهمّات» در چ كلمه« او» آمده بود كه برابر چهار مقاله عروضى و مج حذف شد.
[٣] - سست شدن.
[٤] - از چهار مقاله عروضى افزوده شد.
[٥] - از« موصلى بر ...» تا اينجا در چ نيست و در چهار مقاله عروضى، ص ٩٩ چنين آمده است:« و موصلى بنشابور شد و مرفّه بنشست، و هر سال تقويم و تحويل مىفرستاد.»
[٦] - مج:« گشت».
[٧] - در چهار مقاله عروضى:« بر دست آن جماعت».
[٨] - براى اطّلاع از متن كامل اين حكايت رجوع شود به: چهار مقاله عروضى، صص ٩٨ و ٩٩.