روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٠٤ - فصل ششم در آداب و تدبير منجمان و مهندسان و ارباب علوم تعليميه كه آن را علوم رياضيه خوانند
و از كتاب دلايل حميرى منقول است كه از حضرت صادق ٧ نقل كرده كه به ميسر، كه يكى از اصحاب آن حضرت است، گفته كه، «يا ميسر! حاضر شد اجل تو چند نوبت. در هر مرتبه، خداى عز و جلّ تأخير كرد به سبب آنكه تو صلهرحم بهجا آوردى و با اقربا نيكويى كردى.»
و امّا تأثير دعا و حصول اجابت و دفع بلاها به سبب دعا و استغاثه از غايت وضوح و ظهور مستغنى از بيان است و بسيارى آيات و احاديث معتبره دلالت بر آن مىكند، و هرچند دفع آفات و بلاها به سبب توبه و بازگشت و مداومت بر طاعات و اعمالى خير كمال ظهور دارد و تفصيل آن در اين مقام از غرض اين فصل بيرون است، ليكن غرض آن است كه منجّم پادشاه بايد كه چون گمان خطرى كند، پادشاه را بر اين امور تحريص تمام مىنموده باشد.
و چون مجملى از آداب منجّمان مذكور شد، الحال، ذكر بعضى حكايات كه دلالت بر احكام و اصابات ايشان مىكند ايراد مىشود.
حكايت
فضل بن سهل، ذو الرّياستين، وزير مأمون بود و او را در فنون علم مهارت تمام بود، خصوصا در فنّ احكام نجوم، و شيعهاى بود از اصحاب حضرت امام رضا ٧ و در بزرگى و جلالت به مرتبهاى رفيع رسيده بود. آوردهاند كه جبرئيل بن بختيشوع از مأمون نقل كرده كه، در آن وقت كه در خراسان بودم از فضل بن سهل در علم نجوم چيزى مشاهده نمودم كه عقلا را در آن حيرت است. صورت حال آنكه چون طاهر را به دفع على بن عيسى[١] ارسال داشتم. آنچه در خزانه بود در وجه علوفه لشكر او صرف شد. بعد از چند روز، بقيّه لشكر بهواسطه مواجب به در خانه آمده، آغاز تشدّد كردند. فضل به
[١] - على بن عيسى بن ماهان از فرماندهان بزرگ روزگار رشيد و امين عباسى كه امين خليفه را به بركنارى مأمون از مقام ولايتعهدى برانگيخت. ابن ماهان پس از آنكه حكم امارت ايالت جبال را دريافت داشت، در سال ١٩٥ ق. با چهل هزار سوار عازم نبرد با مأمون شد، ولى از فرمانده لشكر او، طاهر ذو اليمينين، شكست خورد و به قتل رسيد. زركلى، الاعلام، ج ٤، ص ٣١٧.