روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٩٩ - فصل سوم در آداب سلوك پادشاه نسبت به حكما و فقها و دانشمندان و اصحاب فتوا و درس ١٥٥ آ كه اصحاب ارشاد و هدايتند
نفهميدهاند و به اعماق آيات شريفه و غوامض اسرار احاديث نرسيدهاند، طبقه علماى حكمت را بالكليّه انكار و تجهيل نمايند و در اين باب مبالغه از حدّ گذرانند؛ و بسيار باشد كه تكفير ايشان بالكليّه نمايند و قائل به اسلام يكى از ايشان نشوند.
طبقه ديگر از اهل علم، مجتهدانند و ايشان گروهىاند كه اطّلاع تمام بر آيات قرآنى و احاديث شريفه اصحاب عصمت و طهارت دارند و در مضامين آيات و احاديث تأمّل نمودهاند و صاحبان فكرهاى دقيق و نظرهاى صائبند و ممارست قوانين اصول و فروع و طرق استدلال و بحث نمودهاند و علمى چند كه در اجتهاد شرط است تحصيل كردهاند و به صفت تقوا و ديانت و پرهيزكارى و عدالت متّصفند و وجود ايشان جهت ارشاد و راهنمايى خلق از همه چيز ضرورتر است، چه معرفت احكام و دانستن قواعد حلال و حرام بىافكار ثاقبه و انظار صائبه ايشان صورت نبندد و معرفت امور دين و شرع از فتاوى و اخبارات ايشان تحقق يابد. و بر همه خلق پيروى ايشان و تعظيم حكم و فتواى ايشان واجب و متحتّم است و از حضرت صادق ٧ منقول است كه، «ردّكننده بر ايشان مثل آن است كه بر ما- يعنى، اهل البيت- ردّ نموده باشد، و ردّكننده ما ردّكننده بر خداست و بر حدّ شرك بر خداى عز و جلّ است.»
و در اين طبقه نيز حقّ و باطل بههم ممزوج باشند و گروهى كه از مرتبه اجتهاد بغايت دور باشند، دعوى حصول آن مرتبه كنند و بهواسطه بىدينى و حبّ جاه از خدا شرم نكنند و از محاسبه روز جزا انديشه نكنند و دعوى ناحقّ كنند و در اضلال و فريب عوام النّاس و مردم ضعيف العقول كوشند. و اشتباه در اين امر نيز بسيار واقع شود، ليكن تمييز اين آسانتر از تمييز مراتب حكما باشد و بر ملوك نيز بسيار مشتبه شود؛ ليكن اگر در مقام تمييز درآيند، شايد راه به حقّ برند. و ليكن عمده در اين باب نيز مساعدت توفيق غيبى و تأييد ازلى است و بر پادشاه لازم است كه هرگاه مدّعيان باطل بر او ظاهر و معلوم شود، ايشان را در مرتبه خود بدارد و تمييز مراتب دانايان را از ايشان ظاهر سازد و ايشان را متمكّن از دعاوى باطله نسازد تا شريعت محفوظ بماند و اختلال و افساد به قوانين شرع مبين راه نيابد.
طبقه ديگر، مفسّران و محدّثان و فقهايند كه ايشان در مرتبه علم و دانش به مرتبه