روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٧٩ - فصل اول در تدبير ترتيب و تربيت ملوك متعلقان و مخصوصان و ملازمان را على الاطلاق، خواه از طبقه اهل قلم باشند و خواه از طبقات ديگر
هيبت سلطانى فتورى راه يابد.
پس، لازم است كه پادشاه در امعان نظر و فكر، كمال اهتمام مرعى دارد و در تفحّص مردم قابل هر شغل از همهجا و همهكس بنمايد و به گفته هركس از راه نرود و اگر در حواشى و اطراف خود قابل آن كار نيابد، از بلاد ديگر تفحّص نمايد و هرجا گمان برد طلب نموده، متقلّد آن شغل و عمل سازد.
حكايت
آوردهاند كه روزى سليمان بن عبد الملك[١]، كه از اعاظم خلفاى بنى اميه بود، بار داده و نديمان و بزرگان دولت او حاضر بودند. بر زبان او رفت كه، ملك من از ملك حضرت سليمان بن داوود عليهما السّلام اگر بيشتر نيست كمتر نيست، الّا آنكه او را باد و ديو و پرى و وحوش و طيور در فرمان بودند و مرا آن نيست. و آن گنج و تجمّل و زينت و مملكت و لشكر و روايى فرمان كه امروز مراست، در همه جهان كه راست؟ يا پيش از من كه را بوده و چه درمىبايد از پادشاهى كه من آن ندارم؟»
يكى از بزرگان گفت: «بهترين چيزى كه در مملكت مىبايد و پادشاهان داشتهاند، ملك ندارد.» گفت: «آنچه چيز است كه ديگران داشتهاند و من ندارم؟» گفت: «وزيرى كه درخورد[٢] تو باشد ندارى.» گفت: «چگونه؟» گفت: «تو را وزيرى بايد بزرگزاده و كافى و كاردان و مبارك. و تو ندارى.» گفت: «در همه جهان، وزيرى به اين صفت كه تو ياد كردى به دست آيد؟» گفت: «آيد.» گفت: «كجاست؟» گفت: «در بلخ.» گفت: «آنچه كس است؟» گفت: «آن جعفر برمك است و پدران او تا اردشير بابكان وزير و وزير زادهاند و نوبهار بلخ كه آتشكدهاى قديمى است، بر ايشان وقف است. چون اسلام قوّت گرفت و دولت از خاندان ملوك عجم رفت، پدران او به بلخ مقام گرفتند و همانجا بماندند. وزارت ايشان موروثى است و كتابهاست ايشان را در سير و تربيت وزارت،
[١] - هفتم خليفه اموى كه از ٩٦ تا ٩٩ ق. حكومت كرد.
[٢] -« درخورد» يا« درخور» به معنى سزاوار و شايسته است.