روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٤٨ - خطبه منوچهر
تدبير دفع نتوان كرد و هركه در اين جهان به حرب دشمنى كشته گردد خداى عز و جلّ از وى خشنود گردد. خود را به خداى سپارند و به قضاى وى راضى شوند و اگر نشوند، چه كنند و كجا گريزند از قضاى- خداى تعالى؟ كه خلق عالم به مسافرانى مىمانند كه بار بستهاند و بيرون مىروند و هرچه با ايشان است عاريتى است و اين عاريتها جمله از ايشان بازماند و همراه ايشان نرود، مگر شكر نعمت و تسليم گشتن به قضا و كار نيك كردن. هيچ حيله نيست جز تسليم و خود را سپردن بدان كس كه از او نتوان گريخت، و با او برنيايى و به حقيقت جز او هيچكس ندارى. و هرگاه كه نيّت [١٤٢ آ] شما با خدا درست بود[١]، بدانيد كه غير از وى ظفر ندهد. خداى تعالى شما را ناصر است بر دشمنى، و پادشاهى نتوان كرد مگر با اراده حق- سبحانه و تعالى- و هرگاه كه پادشاه سلوك طريق مستقيم كند و سپاه و رعيّت او را فرمانبردار باشند، داد او گسترده بود و دشمن شكسته و كرانه مملكت از دشمنان نگاه داشته. آنچه به دست شماست فرمان بردن است و حرب دشمن ساز دادن و نصرت از خداى طلبيدن، و خزانه و سلاح دادن از من شما را كه رعيّت و سپاهيد.
اين گفتم و شما كه كاردارانيد به رعيّت داد كنيد و از ستم دور باشيد كه اين رعيّت سبب خورش طعام ما و شماست. هركه[٢] كه داد كند، رعيت جهانآباد دارند و اگر ظلم كنند، عمارت نبود و جهانآبادان نماند و در اموال خانه و علوفه سپاه نقصان ظاهر شود.
زينهار كه رعيّت را نيكو داريد! و هرجا كهآبادان بايد كرد، نفقه از بيت المال بدهيد پيشتر از آنكه خرابى زياده شود و آنچه اندك است افزون گردد و آنچه خرد است بزرگ شود. و اگر رعايا را به مال احتياج افتد، در عمارت و زراعت نفقه كنيد و از مال و خزانه من بدهيد و به وقت ارتفاع بازستانيد و اگر به يك سال نتوانند دادن، به دو سه سال بستانيد. و با ايشان مدارا و مواسا ورزيد كه چون رعيّتآبادان شود، خزانه پادشاه بسيار گردد، چه رعايا خود همه خزانه پادشاهند.»
و چون منوچهر خطبه تمام كرد، تمام رعيّت و سپاه گفتند: «سمعا و طاعة.»[٣]
[١] - كلمه« و» بعد از« درست بود» آمده بود كه به دليل زايد بودن حذف شد.
[٢] - به معنى كس است.
[٣] - اين خطبه در تاريخ طبرى، ج ١، صص ٢٢٨ تا ٢٣٠ مضبوط است.