روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥١٩ - فصل اول در ذكر بعضى قواعد كه در كتب حكمت عملى در باب امر سلطنت مقرر و مذكور است
و وقار پادشاهى لايق نبود. و در تدبير كار و سرانجام لشكر كسى را اختيار بايد كرد كه به سه صفت موصوف بود: اوّل آنكه شجاع و دلير و قوىدل باشد و به آن مشهور شده باشد و صيت و آوازه بلند تحصيل كرده. دوم، به رأى صحيح و تدبير قوى و فكر مستقيم متحلّى باشد، و انواع خدع و حيل در موضع حاجت استعمال تواند كرد. سوم آنكه ممارست حروب كرده باشد و تجارب بسيار تحصيل كرده باشد و شرط آن است كه تا به تدبير و حيلت تفرّق اعداء و استيصال نهال اقبال ايشان ميسّر شود، استعمال آلت حرب نبايد كرد و خلقى را عرضه تيغ فنا و عدم نبايد ساخت. اردشير بابك، كه از اعاظم ملوك عجم است، گفته كه، استعمال عصا نبايد كرد آنجا كه تازيانه كفايت بود، و استعمال شمشير نبايد كرد آنجا كه دبّوس[١] به كار توان داشت. و بايد آخر همه تدبيرها محاربت بود كه گفتهاند: «آخر الدّواء الكى.»[٢] يعنى: «آخر علاجها داغ كردن است.» و ببايد دانست كه در تفريق[٣] اعدا و كسرت صولت ايشان تمسّك به انواع حيلهها و تزويرها و خدعهها مذموم نيست. و از كلمات شريفه حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- منقول است كه، «الحرب خدعة»[٤]، و تمسك به نامههاى دروغ و نوشتههاى مزوّر هرگاه مصلحت مقتضى آن بود مىتوان جست، امّا استعمال غدر و نقض عهد و پيمان به هيچ وجه جايز نيست، و مهمترين شرايط در مراعات حروب اعتبار شرايط تيقّظ و تحفّظ و استعمال طلايه باشد و بايد كه به جاسوسان و خبرگيران در استعلام حالات دشمنان مبالغه تمام نمايند.
و در حروب ربح تجّار اعتبار بايد كرد و نفوس و اموال و عدّت و آلت را به مخاطره حروب بىتوقّع سودى فراوان وافى، بجز كسر آن، در معرض آفت درنبايد آورد. و در موضع حرب نظر بايد كرد و جايگاه نيكو جهت مردان سپاه، چنانكه به حضانت و صلاحيّت آن كار لايق بوده، اختيار بايد كرد و جهت رزمگاه مكان مناسب اختيار بايد نمود و حصار و خندق استعمال نشايد كرد، الّا در وقت اضطرار، چه امثال اين موجب
[١] - گرز آهنى، و نيز عمود آهنين و يا چوبدستى ستبرى را كه سر آن كلفت باشد، گويند.
[٢] - بحار الانوار، ج ٦٢، ص ١١٨.
[٣] - اخلاق ناصرى، ص ٣١٢،« تفرّق».
[٤] - بحار الانوار، ج ١٠٠، ص ٤٢.