روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥١٧ - فصل اول در ذكر بعضى قواعد كه در كتب حكمت عملى در باب امر سلطنت مقرر و مذكور است
تحفّظ دفع تدبير او كند و در تهيه و سرانجام خود كوشد. و طريق محافظت و كتمان اسرار، با احتياج به مشاورات و استمداد از عقلها، آن است كه مشاورت با اصحاب عقل و تدبير و همّت و عزّت نفس كند كه ايشان افشاى راز و اذاعت[١] اسرار او نكنند و با ضعيفعقلان، چون زنان و كودكان، اسرار خود بازننمايد و چون عزيمت بر رأيى مصمّم گرداند، افعالى را كه ضد آن رأى تقاضا كند با افعالى كه مبادى امضاى عزيمت آن رأى بود آميخته گرداند و از ميل به يكى از دو جانب احتراز لازم داند كه اختيار هردو جانب مظنّه تهمت و طريق استعلام[٢] و استكشاف آن رأى بود.
نقل است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله چون اراده رفتن به غزايى كردى، مردم را به گمان انداختى كه به جانبى ديگر مىرود، [١٣٣ آ] با آنكه ساحت قدسيّه آن حضرت از غبار عيب كذب برىّ بود، بلكه به اين طريق سلوك فرمودى كه اگر ميل جانبى داشتى از مردم استفسار منازل جانب ديگر نمودى تا مردم به گمان افتادندى كه مگر قصد آنجا دارد.
و بايد كه دايما از جانب ملك منهيان و جاسوسان به تفحّص امور پوشيده و پنهان، خصوصا احوال دشمنان، مشغول باشند و از صادرات افعال و واردات احوال دشمنان و خصوم استكشاف رأيهاى ايشان نمايد، چه بزرگترين سلاحى در مقاومت اضداد و خصوم، وقوف بود بر انواع تدبيرات ايشان و اطّلاع بر حوادث اوضاع ايشان. و طريق استنباط رأى و استكشاف عزيمت بزرگان آن بود كه در احوال و افعال ظاهر ايشان تأمّل كند و از آن استنباط امور باطن و غايب نمايد، چه احوال و اوضاع عالم به يكديگر مرتبط و متّصل است و عاقل كه جهات روابط و طرق اتّصالات امور را به يكديگر داند، از احوال ظاهر بر امور باطنه مخفيه استدلال تواند كرد، چون اعدا و آلت و عدّت و جمع امور متفرّقه و تفريق امور مجتمعه و ترك آنچه فعل آن معهود و فعل آنچه ترك آن معهود بوده، مانند حاضر ساختن غايبان و اشاره به غيبت حاضران و مبالغه در تفحّصات و استخبارات و حرص زايد بر استكشاف امور و استماع احاديث مختلط و يافتن تيقّظ و تحفّظ زايد بر معهود و امثال آن. و بالجمله، هر امر خلاف عادت كه از خصمان و منازعان ملك و خواص و نزديكان و امرا و محافظان سرحدّهاى ايشان ديده شود، در آن تأمّل و
[١] - پراكندن خبر، فاش ساختن.
[٢] - اخلاق ناصرى، ص ٣١٠:« استنباط».