روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٠٧ - فصل اول در ذكر بعضى قواعد كه در كتب حكمت عملى در باب امر سلطنت مقرر و مذكور است
و طالب ملك بايد كه مستجمع هفت خصلت باشد:
اوّل، بلندى همّت و آن، آن است كه نفس را در طلب فعل جميل و ذكر نيكو، سعادت و شقاوت اين جهانى در نظر حقير باشد و بدان استبشار و ملالت ننمايد و نهايت كمال اين مرتبه حدّى است كه از هول و خطر باكى نداشته باشد و آن بعد از تهذيب عوارض نفسانى و تعديل قواى غضبى و شهوانى حاصل آيد.
دوم، متانت رأى و آن بهنظر دقيق و فكر صحيح و بحث و تفتيش بسيار و تجربههاى مرضى و استخبار و اعتبار از حال گذشتگان و اطّلاع بر اخبار سابقان و صحبت عقل و دانش و ارباب تجارب حاصل آيد. و اين اصلى است بزرگ در اصول پادشاهى كه سرچشمه اصلها تواند شد، چه «ينبوع حيوة» همه جويها عقل و دانش و رأى صحيح است.
سوم، عزم قوى تمام كه آن را عزم الرّجال و عزم الملوك گويند. يعنى، بر هرچيز كه بعد از فكر و رأى صحيح، عزيمت ملك بر آن قرار گيرد. ديگر، به سبب غرضها و ميلها و عوارض، تزلزل و سستى به عزم خود راه ندهد و در امضاى آن عزيمت بكوشد. و اين فضيلتى بود كه از تركّب[١] رأى صحيح و ثبات تامّ حاصل آيد و اكتساب هيچ فضيلت و ترك هيچ رذيلت بىاعانت اين فضيلت صورت نبندد. و اين اصلى است عمده در نيل سعادات دنيوى و اخروى، و ملوك محتاجترين خلقند بر اين فضيلت.
چهارم، صبر بر مقاسات شدايد و وقوع اهوال و نزول حوادث، چه صبر مفتاح ابواب مطالب و عنوان حصول مآرب است.
پنجم، يسار و وفور اموال تا در وقت حاجت به مالهاى كلى مضطرّ و محتاج به رعايا نباشد.[٢]
ششم، لشكريان منتظم موافق و يكدل جانفشان.[٣]
هفتم، نسب عالى كه لا محاله موجب انجذاب دلها و حصول مهابت و وقع در نظرها و
[١] - بههم پيوستن.
[٢] - در اخلاق ناصرى، ص ٣٠٢ از كلمه« يسار» به بعد نيامده است.
[٣] - در همان، فقط به« اعوان صالح» اشاره شده است.