روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٠٢ - فصل نهم در فضيلت تواضع و مذمت تكبر
حكايت
در تاريخ گزيده[١] مسطور است [١٠٣ آ] كه هارون الرّشيد نزد مالك[٢] كتاب حديث مىخواند. هرروز نزد مالك مىرفت. مالك گفت: «اجازت دهيد تا من هرروز به خدمت امير المؤمنين آيم.» خليفه گفت: «درجه علما از آن عاليتر است كه عالم را پيش خود خوانند و عادت كرام آنكه به خدمت عالم روند، نه آنكه او را پيش خود خوانند.»[٣]
حكايت
آوردهاند كه سلطان سعيد سلطان سنجر خواجه ابو الفضل كرمانى[٤] را، كه از جمله
[١] - نوشته حمد اللّه مستوفى- متولد ٦٨٠ و متوفى پس از سال ٧٤٠ ق.- حاكم قزوين و ابهر و زنجان و طارمين. وى از خواص و كتّاب زيردست خواجه رشيد الدين فضل اللّه، وزير اولجايتو، بود و تاريخ گزيده را در سال ٧٣٠ ق. به نام اين وزير دانشدوست تأليف كرد، و آن در حقيقت منتخبى است از جامع التواريخ رشيدى با اطلاعاتى كه حمد الله از كتب مورخين ديگر التقاط نموده است. اقبال آشتيانى، عباس، تاريخ مغول، صص ٥٢٣ و ٥٢٤.
[٢] - امام ابو عبد الله مالك بن أنس يكى از چهار پيشواى مذاهب رسمى اهل سنت- متولد به سال ٩٠ يا ٩٣ يا ٩٥ ق.
و متوفى به سال ١٧٩ ق. در مدينه- چون فتواى لغو سوگند بيعت با جعفر بن سليمان، عموزاده منصور عباسى و حاكم مدينه را داد مورد خشم او واقع شد و به فرمان وى مالك را هفتاد تازيانه زدند و بر زمين كشاندند. بر اثر اين ماجرا دست وى از كتف جدا شد، ولى همين قضيه بر علوّ شأن وى نزد مردم افزود. كتاب مشهور مالك موطّا- به معنى كتاب منقّح و ممهّد- نام دارد و حاوى احاديث نبوى است. به اعتقاد برخى، اهتمام عدهاى همچون مالك بن أنس براى گردآورى حديث براساس الهام بلاواسطه ايشان از مكتب حضرت امام جعفر صادق( ع) بوده است كه طى معارضه با روى كار آمدن قياس و استحسان در احكام الهى، كه در آن روزگار به شدّت بحث آن در مدينه رواج داشت، با سعى تمام به نشر حديث پرداختند. وفيات الاعيان، ج ٤، صص ١٣٥ تا ١٣٩؛ مدير شانهچى، كاظم، علم الحديث، صص ٣٤ تا ٣٦.
[٣] - نك: تاريخ گزيده، ص ٣٠٣.
[٤] - عبد الرحمن بن محمّد بن اميرويه، معروف به ابو الفضل كرمانى- متولد به سال ٤٥٧ ق. در كرمان و متوفى به سال ٥٤٣ ق. در مرو- در مرو فقه آموخت و سرآمد شد، بهگونهاى كه به امامت حنفيّه خراسان رسيد. كتاب شرح جامع الصغير و كتاب التّجريد و شرح آن الايضاح كار اوست. به نقل ابن اثير خوارزمشاه اتسز پس از تصرف مرو او را با گروهى ديگر از دانشمندان با خود به خوارزم برد. نك: حواشى مجتبى مينوى بر راحة الصّدور، صفحه ٤٧٢ كه به نقل از تاج التّراجم فى طبقات الحنفيّة ابن قطلوبغا حنفى، چاپ فلوگل، ص ٢٤ آمده است.